نامه 1(282 مجموع کلمات موجود در متن) (913 بار مطالعه شده است) 
بسماللَّهالرّحمانالرّحیم
« نامهى 1»
با کمال احترام. امید
است همیشه خوش و خرّم باشید.
دربارهى غذاى دانشگاه :
اگر طورى است که ظهرها با خوردن غذاى دانشگاه و شبها با خوردن حاضرى، ضررى به مزاج
شما نمىخورد، چنین کنید و اگر هم مىتوانید، خودتان غذا بپزید.
گفته بودید: چون پدرم از
غذاى دانشگاه منع کرده، فقط حاضرى مىخورم. اگر حقیر منع کردم، گفتم: خودتان غذا
بپزید. حال که نمىتوانید، از غذاى دانشگاه استفاده نمایید. کسى که به خوردن گوشت
عادت کرده، اگر یکسره آنرا ترک کند، به عوارض عجیب عصبى مبتلا مىشود. خلاصه
هرطور که صلاح است، اقدام فرمایید. البتّه بهترین راه آن است که خودتان غذا بپزید و
چنانچه ممکن نیست، ظهرها را در دانشگاه و شبها را حاضرى بخورید؛ ولى روزهایى از
غذاى آنجا استفاده کنید که سرخکرده ندارند. عزیزم، زحمت تهیّهى غذا براى حفظ
سلامت ارزش دارد.
رنج، راحتدان ؛ چو مطلب شد بزرگ
گَردِ گلّه توتیاى چشم گرگ
افرادى که مانند آقاى
بروجردى به مقامات عالیهى علمى نایل مىشوند، کسانىاند که مواظب مزاج خودشاناند.
در سنّ شما ممکن است آثار سوءتغذیه ظاهر نشود؛ ولى پس از گذشتن چند سال، عوارض سختى
به وجود مىآید که با هیچ دوا و دکترى رفع نخواهد شد.
سعى کنید افراط و تفریط
نکنید. به شخصى گفتند: از بام نیفتى؛ پسپس رفت و از آنطرف افتاد! صراط مستقیم
راهى است بس خطیر و مشکل. مراقب خود باشید تا از عمرتان بهره ببرید. شما را به خدا
مىسپارم.
47/8/20
|