چهارشنبه، ۱۷ شهریور ۱۳۸۹
فهرست اصلی

خانه درباره ما محصولات تماس با ما ورود مدیران عضویت کاربر جدید

معرفی و آثار استاد

شرح حال سال شمار عمر گالری تصاویر

 کتاب های استاد برگزیده ها سخنرانی ها

 درس های اخلاقآموزه ها

دیدگاه دیگران

مصاحبه ها کتاب ها مقاله ها

 خاطره ها نامه ها شعرها

 همایش هامجلس های یادبود

ورود




 


 برای ورود مشکل دارید؟
 ثبت نام کاربران جدید




نامه 11

(374 مجموع کلمات موجود در متن)
(621 بار مطالعه شده است)  نسخه چاپی

بسم‏اللَّه الرّحمان الرّحیم

« نامه‏ى 11 »

 فرزند ارجمند، از خداوند عالم توفیق و سعادت سرکار را خواستارم.

 سعى کنید دائماً مراقب باشید از « خود» تان بیرون روید و در« خود » تان باشید. کسى که با این مطالب آشنا نیست، این جمله را بر تناقض حمل مى‏کند؛ ولى چون جناب‏عالى متوجّه‏اید، امید است که بیش از پیش عمل کنید.

 

اى نسخه‏ى اسرار الاهى که تویى

وى آینه‏ى جمال شاهى که تویى

بیرون ز تو نیست هر چه در عالم هست

از خود بطلب هرآن‏چه خواهى که تویى

 

 اگر شخصى معلومات عالم را بداند و از خودش بى‏خبر باشد، جز حسرت، چیزى ندارد و غیر از خستگى و افسردگى، نصیبى نخواهد داشت و پس از احاطه به آن‏همه معلومات، مثل فخر رازى خواهد شد که در تمام فنون سرآمد دوران بود و گفت: نِهایَةُ أقْدامِ الْعُقولِ عِقالُ !...؛ یعنى (با تکیه بر عقل خود) فقط عِقال و بندى به پاى خود زدم.

 

از هر طرف که رفتم، جز وحشت‏ام نیفزود

زنهار از این بیابان وین راهِ بى‏نهایت!

 

 ولى متوجّه باشید که معناى این کلمات این نیست که در کسب علم مسامحه کنید؛ بلکه براى آن‏که بتوانید در اجتماع نفوذ کنید، باید به آخرین مرحله‏ى علمى برسید و اگر بالاتر از پروفسور و محقّق و متخصّص، چیزى هست، همان شوید. خلاصه، مطالب اشتباه نشود؛ باید داراى مقام جمع‏الجمعى بشوید. همه چیز را بدانید و در همه‏ى فنون سرآمد دوران باشید؛ ولى پس از همه‏ى این‏ها مثل اولیاى خدا بگویید: این‏ها همه هیچ است و غیر از این که آینه‏ى دل را صیقلى کنم تا محلّ تجلّیاتِ انوار الاهى شود، چاره‏اى نیست.

 تو را به خدا مى‏سپارم و التماس دعا دارم و خیر دنیا و آخرت را برایت خواهانم.

خدا پشت و پناهت باشد!

49/9/27


نقل مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است
بهترین حالت نمایش: 768×1024