نامه 11(374 مجموع کلمات موجود در متن) (621 بار مطالعه شده است) 
بسماللَّه الرّحمان
الرّحیم
« نامهى 11 »
فرزند ارجمند، از خداوند عالم توفیق و سعادت سرکار را خواستارم.
سعى کنید دائماً مراقب باشید از « خود» تان بیرون روید و در« خود » تان باشید. کسى
که با این مطالب آشنا نیست، این جمله را بر تناقض حمل مىکند؛ ولى چون جنابعالى
متوجّهاید، امید است که بیش از پیش عمل کنید.
اى نسخهى اسرار
الاهى که تویى
وى آینهى جمال شاهى
که تویى
بیرون ز تو نیست هر
چه در عالم هست
از خود بطلب هرآنچه
خواهى که تویى
اگر شخصى معلومات عالم را بداند و از خودش بىخبر باشد، جز حسرت، چیزى ندارد و غیر
از خستگى و افسردگى، نصیبى نخواهد داشت و پس از احاطه به آنهمه معلومات، مثل فخر
رازى خواهد شد که در تمام فنون سرآمد دوران بود و گفت: نِهایَةُ أقْدامِ الْعُقولِ
عِقالُ !...؛ یعنى (با تکیه بر عقل خود) فقط عِقال و بندى به پاى خود زدم.
از هر طرف که رفتم،
جز وحشتام نیفزود
زنهار از این بیابان
وین راهِ بىنهایت!
ولى متوجّه باشید که معناى این کلمات این نیست که در کسب علم مسامحه کنید؛ بلکه
براى آنکه بتوانید در اجتماع نفوذ کنید، باید به آخرین مرحلهى علمى برسید و اگر
بالاتر از پروفسور و محقّق و متخصّص، چیزى هست، همان شوید. خلاصه، مطالب اشتباه
نشود؛ باید داراى مقام جمعالجمعى بشوید. همه چیز را بدانید و در همهى فنون سرآمد
دوران باشید؛ ولى پس از همهى اینها مثل اولیاى خدا بگویید: اینها همه هیچ است و
غیر از این که آینهى دل را صیقلى کنم تا محلّ تجلّیاتِ انوار الاهى شود، چارهاى
نیست.
تو را به خدا مىسپارم و التماس دعا دارم و خیر دنیا و آخرت را برایت خواهانم.
خدا پشت و پناهت باشد!
49/9/27
|