نامه 13(276 مجموع کلمات موجود در متن) (643 بار مطالعه شده است) 
بسماللَّه الرّحمان
الرّحیم
« نامهى 13 »
نورچشم عزیزم، از درگاه ایزد متعال، توفیق و سعادت آن فرزند عزیز را خواستارم. دو
نامه در یک روز از جنابعالى زیارت شد؛ بلافاصله مبادرت به جواب کردم.
فرموده بودید: وضع درس خوب است؛ امیدوارم از خوب هم خوبتر شود. آرى:
گاهى به کشتهگشتن و
گاهى به کشتن است
ترویج دین؛ هرآنچه
زمان اقتضا کند
امروز بزرگترین خدمت آن است که افراد معتقد، خود را از جهت علمى تقویت کنند؛ چون
مردم در مقابل کلمهى دکتر و لیسانس، خودباخته هستند! مسلّماً در آینده بیشتر هم
خواهد شد. بنابراین، براى هر دقیقهاى که در راه تحصیل علم مىگذرانید، ثواب
فراوانى در نامهى عملتان نوشته مىشود؛ ولى سعى کنید افراط نشود که نقض غرض است.
آرى، تشخیصِ مصداق، مشکل است.
بعضى در موقع تحصیل، به قدرى به خود فشار مىآورند که پس از فَراغت از تحصیل،
ابتکار را از دست مىدهند. در کلمهى « ابتکار » دقّت کنید. انسان بدون این صفت هیچ
است. باز خواهش مىکنم در کلمهى « هیچ » فکر کنید؛ واقعاً هیچ! آرى، درس مىدهد؛
کتاب مىنویسد؛ سخنرانى مىکند؛ ولى چون مجسّمهاى است که به دست دیگران مىچرخد.
این انسان پشیزى ارزش ندارد. این دو جمله را هم فراموش نکنید که: «
اَ لْعاقِلُ یَعْتَمِدُ عَلى عَمَلِهِ؛ اَلْجاهِلُ
یَعْتَمِدُ على أمَلِه »
به خدا مىسپارمات.
49/12/12
|