جمعه، ۱۹ شهریور ۱۳۸۹
فهرست اصلی

خانه درباره ما محصولات تماس با ما ورود مدیران عضویت کاربر جدید

معرفی و آثار استاد

شرح حال سال شمار عمر گالری تصاویر

 کتاب های استاد برگزیده ها سخنرانی ها

 درس های اخلاقآموزه ها

دیدگاه دیگران

مصاحبه ها کتاب ها مقاله ها

 خاطره ها نامه ها شعرها

 همایش هامجلس های یادبود

ورود




 


 برای ورود مشکل دارید؟
 ثبت نام کاربران جدید




نامه 15

(684 مجموع کلمات موجود در متن)
(631 بار مطالعه شده است)  نسخه چاپی

بسم‏اللَّه الرّحمان الرّحیم

« نامه‏ى 15 »

 از خداوند عالَم، توفیق آن فرزند عزیز را خواستارم.

 نامه‏ى سرکار را زیارت کردم. از سلامت شما، کمال مسرّت روى داد. سعى کنید هم‏راه با سلامت جسم و توفیق در درس، پیش‏رفت روحى پیدا شود. به طورى که مکرّر عرض شد، باید قلب را از یاد غیر او خالى کرد. آرى :

 

خانه خالى کن دلا!- تا منزل جانان شود

کاین هوسناکان دل و دین جاى دیگر مى‏کنند

 

 ما به جاى این که در این مرحله جلو برویم به فروع پرداخته‏ایم و حال آن که از نظر اولیا، بزرگ‏ترین گناه توجّه به غیر اوست. باید توجّه داشت که زشتى و قبح معصیت، به خاطر توجّه به غیر اوست و ترجیح دادن کارى بر یاد او. کسى هم که به خود توجّه دارد نمى‏تواند به او متوجّه باشد.

 بیایید براى تأمین سعادت دنیا و آخرت، این یک قدم را در راه او برداریم که همه‏ى نزاع‏ها و زد و خوردها و خون‏ریزى‏ها و... به خاطر همین خودخواهى است و بس.

 

گر بمیرى تو ز اوصاف بشر

بحر اسرارت نهد بر فرق سر

اى خدا، بگمار قومى ارجمند

تا ز صندوق بدن ما را خرند

گوش ما گیر و در آن مجلس کشان

کز رحیقت مى‏چشند آن سرخوشان

اوّل‏ام این جزر و مدّ از تو رسید

ور نه ساکن بود این بحر؛ اى مجید

هم از آن‏جا کاین تردّد دادى‏ام

بى‏تردّد کن مرا؛ اى ذوالکرم

جذب یک راهه‏ىْ صراط مستقیم

بهْ ز دو راهه‏ىْ تردّد، اى کریم

 

مطالب بافتنى نیست؛ یافتنى است. بشرى که از خود بیرون آمده، چه حاجت به دل‏دارى دیگران دارد؟ او مثل دریا آرام است و سیل‏ها را در خود هضم مى‏کند. خداوند عالَم کمک کند که ما دریا باشیم تا آرامش‏بخش شویم!

 

خلوتْ‏گُزیده را به تماشا چه حاجت است؟

چون کوى دوست هست، به صحرا چه حاجت است؟

 

 قبلاً عرض کرده‏ام؛ باز هم مى‏گویم: این‏ها حالات روح است؛ در ظاهر، باید مثل همه باشید؛ گردش بروید؛ شوخى کنید؛ بخندید.

 یکى دائماً در تشویش است که خوشى ظاهرى‏اش از دست نرود و آن یکى همیشه در نشاط و آرامش است؛ چون با چیزى خوش است که از دست‏رفتنى نیست و فنا و زوال و نیستى بر او راه ندارد. به‏به! چه‏قدر خوب است! چه‏قدر عالى است! چه لذّت‏بخش است! چه بهشتى است!

 

تَرَکْتُ لِلنّاسِ دُنْیاهُمْ وَ دینَهُمُ

شُغْلاً بِذِکْرِکَ یا دینی وَ دُنْیائی

× × ×

سایه‏ى طوبى و دل‏جویى حور و لبِ‏حوض

به هواى سرِ کوى تو برفت از یادم

 

 باز هم عرض مى‏کنم: مبادا اشتباه بفرمایید! این‏ها مراحل روحى شماست؛ ولى باید در عالم ظاهر مانند همه باشید؛ گردش بروید؛ ورزش کنید؛ شوخى کنید؛ بخندید و در باطن با او باشید و دقیقه‏اى، بلکه لحظه‏اى از او غافل نباشید. خداوند عالَم در همه‏حال یار و مددکار شما باشد و در این مرحله‏اى که قدم گذاشته‏اید، خودش از شما دست‏گیرى کند تا به سرمنزل مقصود برسید.

 

ما که‏ایم اندر جهانِ پیچ‏پیچ؟

چون الف؛ او خود چه دارد؟ هیچ، هیچ

50/2/22


نقل مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است
بهترین حالت نمایش: 768×1024