نامه 19(352 مجموع کلمات موجود در متن) (630 بار مطالعه شده است) 
بسماللَّه الرّحمان
الرّحیم
« نامهى 19 »
فرزند عزیزم، از سلامت سرکار کمال مسرّت روى داد.
اگر اجازه بفرمایید، دیکتهى شما را تصحیح کنم تا نمرهى بیست بگیرید! روى پاکت
نوشتهاید: آقاى علّامه دامت برکاتهم! سرکار از نظر احترام، ضمیرِ جمع نوشتید؛ ولى
در اینجا همان کلمهى « دامت برکاته » کافى است و نیز در نامهى دیگرى نوشته
بودید: لذا با « اجازتان » نامه را به « همینجا » تمام مىکنم. اوّلاً باید
بنویسید: « اجازهتان ». ثانیاً باید « همینجا » را « همینجا » بنویسید.
باید عرض کنم که با کمال متانت و آرامش، جنبههاى علمى را تقویت کنید و با ملایمت،
جوانهاى لایق را با اصول عقاید آشنا کنید. در چنین صورتى خودبهخود گِردِ بدىها
نمىگردند و مفاسد اصلاح مىشود.
ممکن است بگویند: اثرش ناچیز است. در جواب بفرمایید: آرى، ناچیز است؛ ولى هیچ و
منفى نیست. اگر ما هم شتابزدگى و بىحوصلگى مىکردیم، الآن وضع شما غیر از این
بود؛ یعنى شاید خود شما جزو یکى از فرق ضالّه بودید یا اقلاًّ از جهت اخلاقى غیر از
این بودید که هستید.
مراقب باشید احساساتى نشوید و فراموش نکنید که کاسه از آش داغتر نمىشود.
امامزمان سلاماللَّهعلیه ناظر اوضاع است و خدا هم از ایشان به وضع آگاهتر.
سرکار بدانید که هیچ فردى عاقلتر و داناتر از امامان ما نیست. آنها با مشاهدهى
اوضاع نامناسب جامعه، در راهِ تعالىِ علم و تربیتِ عالِم مىکوشیدند. چهقدر مایهى
تعجّب است که ما اسم خودمان را مسلمان مىگذاریم؛ ولى از رفتار پیشوایانمان پیروى
نمىکنیم!
اى کاش اگر مسلمان نیستیم عاقل باشیم! آیا عقل اجازه مىدهد که آدمى اعمالى انجام
دهد که نه تنها نفع ندارد بلکه سراپا ضرر است؛ آن هم نه به خودش بلکه به خانواده و
اجتماعش؟! مکرّر عرض کردهام: از نظر روانى، مرعوب، مغلوب است.
تو
را به خدا مىسپارم و التماس دعا دارم.
50/10/19
|