نامه 21(360 مجموع کلمات موجود در متن) (636 بار مطالعه شده است) 
بسماللَّه الرّحمان
الرّحیم
« نامهى 21 »
کتابى براى محمّدحسن فرستاده بودید؛ به ایشان ندادم تا کتاب دیگرى هم براى
محمّدمهدى بفرستید؛ بعداً یکدفعه به هر دو بدهم.
نیروها محدود است و خلأها زیاد. باید سعى کنیم نیروى خود را در محلّى بىارزش یا
بىجا مصرف نکنیم؛ یعنى اگر از رفقا روزى 50 ریال جمع کنید و یک خانوادهى فقیر را
در شیراز اداره و تأمین کنید، بسیار کار خوبى است؛ ولى هیچوقت این کار را
نمىکنید. دلیلش بىدینى و بىعاطفگى شما نیست؛ بلکه مىگویید: با نیروى محدودم،
فعلاً وظیفهى من چیز دیگرى است. عزیزم، کمکهاى درسى شما به دانشآموزان ضعیف به
همین دلیل اگر کوچکترین وقفه در تحصیل شما ایجاد کند براى شما جایز نیست.
دقّت کنید. عدّهى زیادى از مسلمانها در راه ماندند. بعضى اسیر و گرفتار مسائل
شهوى شدند و عدّهاى، در نتیجهى عدم توجّه و عدم تشخیص مصداق، به ظواهر دینى
پرداختند و از رسیدن به قلّهى انسانیّت محروم گشتند.
حقیر از وضع آنجا مطّلعام. دانشآموزى که هفتهاى فقط چند ساعت با شما درس
مىخواند و بقیّه را تحت تأثیر معلّمین و خانواده و اجتماع کثیف است، چه نتیجهاى
مىبرد؟ البتّه نتیجه مىبرد؛ ولى ارزش ندارد که نیرویى مانند نیروى شما را صرف
کند! با خواست خداوند عالم، اگر شما داراى مدرکى علمى شوید، به دست شما ممکن است
مؤسّسهاى به وجود آید که هزارها مثل شما در آن تربیت شوند؛ چون در محیطى صالح،
افرادى را از دامن مادران مىگیرید و زحمت شما بىنتیجه یا کمنتیجه نمىماند.
خلاصه آن که با نیروى فکرى و مزاجىِ محدودى که دارید، باید سعى کنید حدّ اکثرِ
استفاده را به اسلام برسانید؛ آن هم نه حالا؛ بلکه در آینده!! ( دقّت کنید )
مجبورم بگویم: اگر خداى ناکرده براى خوشآمد کسى کار کنید، بىاجر مىمانید؛ بلکه
ریا و نوعى شرک است و نابود خواهید شد.
خواهش مىکنم دو خطّ اخیر را تجزیه و تحلیل کنید؛ البتّه در موقع آرامش. خدا
نگهدارت باد!
2/11/50
|