نامه 30(286 مجموع کلمات موجود در متن) (589 بار مطالعه شده است) 
بسماللَّه الرّحمان
الرّحیم
« نامهى 30 »
فرزند عزیزم، در نامهى قبل دربارهى این که هرکس باید ارزش خود را بداند و بیش از
قدرت بر خودش تحمیل نکند، مطالبى نوشتم. امید است که تاکنون نامه رسیده باشد و با
توجّه کامل مورد عمل واقع شود.
بعضى از مسائل ممکن است به نظر جزئى بیاید؛ ولى به قیمت جسم و جان و دنیا و آخرت
انسان تمام مىشود. آرى، این که بیش از ظرفیّت، کار قبول کنیم، همان بىنظمىاى است
که ما را ذلیل کرده است؛ در صورتى که نظم، دیگران را به آقایى رسانده است.
اروپایىها دقیقه و ثانیه را حساب مىکنند؛ ولى توصیهى «
وَ نَظْمِ أمْرِکُم »- با اینکه از پیشواى
ماست ابداً در زندگى ما اثرى نکرده است.
بارى، فراموش نشود که فرمود: « وَ لَمْ یَتَعَدَّ
طَوْرَه » ؛ یعنى انسان نباید در خوراک، در ورزش، در تحصیل و... از حدّ
خود تجاوز کند. انسانِ عاقل حقیقتبین است و با خیال زندگى نمىکند و تحتتأثیر
احساسات قرار نمىگیرد.
روش ائمّهى اطهارعلیهم السلامبهترین سرمشق است. آن بزرگواران هیچوقت احساسات را
حاکم بر خودشان قرار ندادند و با این که دین آنان از دین همهى مردم روى زمین
قوىتر بود، جز با قوانین عقلى و حساب دقیق و سنجش نیروها، قدمى در زندگى
برنداشتند. کسانى که برخلاف این شیوهى عقلى و شرعى قدمى بردارند اگرچه ممکن است
مردم آنها را تحسین کنند فردا در حضور خاتم انبیاصلى الله علیه وآله وسلممحاکمه
خواهند شد که: چرا نیروهاى خود را بیهوده هدر دادید؟
التماس دعا!
|