نامه 41(379 مجموع کلمات موجود در متن) (600 بار مطالعه شده است)  بسماللَّهالرّحمانالرّحیم
« نامهى 41 »
جناب آقاى ... دامَ عزّه
سلامٌ علیکم؛ امید است که در پناه حضرت احدیّت موفّق باشید. دو نامه از سرکار
تاکنون رسیده است. از توفیق جنابعالى در کارها خیلى خوشحال شدم. امیدوارم که در
همهى مراحل زندگى موفّق باشید.
فرموده بودید که مطلب مفیدى را عرض کنم. غیر از فرمودهى خاتم انبیاصلى الله علیه
وآله وسلمچیزى ندارم که فرمود:
«
إنَّ روحَ الْقُدُسِ نَفَثَ فی رَوْعی: أحْبِبْ ما أحْبَبْتَ فَإنَّکَ مُفارِقُه
» ؛ « جبرئیل در قلبم دمید: هر چه را مىخواهى دوست بدار که از او جدا خواهى شد. »
نظامى مىگوید:
با هر که نفَس برآرم
اینجا
روزىش فرو گذارم
اینجا
درهاى همه ز عهد
خالىست
الّا درِ تو که
لایزالىست
هر عهد که هست در
حیات است
عهد از پس مرگ
بىثَبات است
چون عهد تو هست
جاودانى
یعنى که به مرگ و
زندگانى،
چندان که قرار عهد
یابم
از عهد تو روى
برنتابم
عزیزم، اگر دائماً این اشعار در مقابل چشم ما باشد، به چیزى علاقهمند نمىشویم و
دل نمىبندیم و در نتیجه از جداشدن از آن ناراحت نمىشویم.
جملهى دوم (حدیث خاتمالانبیاصلى الله علیه وآله وسلم) : «
وَ عِشْ ما شِئْتَ فَإنَّکَ مَیِّتٌ » : « هر
چه مىخواهى زندگى کن که بالأخره باید از دنیا بروى. » آیا اگر خداوند لطف کند و
حقیقت معناى این جمله را درک کنیم، در همهى عمر،آنى به دنیا دلبسته خواهیم شد؟!
جملهى سوم: « وَ اعْمَلْ ما شِئْتَ فَإنَّکَ مُجْزًى
بِه » ؛ « هر کار که مىخواهى بکن که جزایش به تو مىرسد. »
خدا نگهدار!
65/10/1
|