نامه 42(307 مجموع کلمات موجود در متن) (603 بار مطالعه شده است)  بسماللَّهالرّحمانالرّحیم
« نامهى 42 »
جناب آقاى ... دامَ عزّه
سلامٌ علیکم؛ امید است که در پناه حضرت احدیّت موفّق باشید.
عزیزم، فرموده بودید راجع به ماندن خارج و برگشتن به ایران مطلبى عرض کنم. در
اینقضیّه، هیچکس غیر از سرکار نمىتواند نظر بدهد؛ چون هر دو جا را دیدهاید و
مصالح و مفاسد هر دو را مىدانید. لذا با تأمّل و دقّت بیشتر تصمیم بگیرید.
آرى، سعى کنید خستگى مانع تشخیص صحیح نشود و عاقبت کار را در نظر بگیرید. اگر قدرى
تحمّل رنج بفرمایید ولى در آینده فرد مفیدى شوید بهتر است تا بهواسطهى فشارى که
الآن احساس مىکنید به ایران بیایید و بعداً متوجّه شوید که اشتباه کردهاید.
برادرم، غربت و دورى از خانواده و... بر شما و خانم بهطور غیرمستقیم اثر مىگذارد
و نمىگذارد واقع درک شود. مقدارى به خودتان التماس کنید که از حقیقت دور نشوید.
مواظب باشید که إنشاءاللَّه- مسائل موهوم مانند خوشآمدن مردم و بدآمدنشان در شما
اثر نکند.
قالَ الصّادِقُعلیه السلام: « إنَّ حُبَّ الشَّرَفِ
وَ الذِّکْرِ لایَکونانِ فی قَلْبِ الْخائِفِ الرّاهِب » ؛ یعنى
دوستداشتن اینکه مردم ما را شریف بدانند و زبانزد مردم باشیم، در قلب کسى که از
خدا بترسد نیست. ( دقّت )
خیلى مواظب باشید که غیر خدا را از قلب خارج کنید که اگر با خواست خداوندِ عالَم،
این حال آمد، همهى مشکلات حل مىشود و در کورهراهها، انسان را هدایت خواهند کرد.
امیدوارم خداوند عالم خیر دنیا و آخرت را به جنابعالى و خانم عطا فرماید و در
همهى مراحل زندگى پیروز باشید.
ملتمس دعا
66/1/2 |