نامه 45(292 مجموع کلمات موجود در متن) (565 بار مطالعه شده است)  بسماللَّهالرّحمانالرّحیم
« نامهى 45 »
جناب آقاى ... دامَ عزّه
سلامٌ علیکم؛ امید است که در پناه حضرت احدیّت حالتان خوب باشد و در همهى کارها
موفّق و مؤیّد باشید. سلامت سرکار را از درگاه ایزد متعال خواستارم.
فرموده بودید چیزى بنویسم. عزیزم، معناى حیات و زندگى، منشأ اثر بودن است؛ یعنى
اگر مىگویند: فلانى زنده است، به معناى آن است که آثار یک موجودِ زنده از او ظهور
مىکند: راه مىرود، حرف مىزند، مىبیند، مىشنود و... اگر این آثار در او نبود،
مىگویند: مرده است.
قلب آدمى و روح انسان هم همین طور است؛ یعنى اگر کارهایى که از روح یک انسان زنده
( در کلمهى انسان دقّت کنید ) ساخته است انجام نگرفت، این انسان روحش مرده است.
حال باید گفت: یک روح زنده چه آثارى دارد؟ آیا غیر از درک و فهم چیز دیگرى هست؟
اگر کسى درک نداشت؛ یعنى واقعبین نبود، روح انسانىاش مرده و اگر واقعبین بود،
زنده است.
مولی علیه السلامدربارهى مرد حق مىفرماید: « قَدْ
أحْیى قَلْبَه وَ أماتَ نَفْسَه. » ؛ « دلش را زنده نگه داشته و نَفْسِ
خود را میرانده است. »
عزیزم، در این پنج و نیم میلیارد انسان، چند دلِ زنده سراغ دارید؟! از خداوند عالم
بخواهید شما و خانم داراى دلِ زنده شوید. این مطلب را خیلى با شرح و تفصیل و مثال
براى خانم بفرمایید و سعى کنید دل را زنده کنید و امکان ندارد؛ مگر آنکه نفْس را
بکشید. آرى، دیو چو بیرون رود، فرشته درآید.
خدا نگهدار !
67/5/8 |