نامه 50(395 مجموع کلمات موجود در متن) (607 بار مطالعه شده است)  بسماللَّهالرّحمانالرّحیم
« نامهى 50 »
جناب آقاى ...
سلامٌ علیکم. امید است که در هر حال، خداوند عالم یار و مددکارتان باشد.
باید بدانید گرفتن مدرک تحصیلى و نظایر آن هدف یک انسان نیست. عموم مردم بدون
توجّه به اینکه سعادت در چیست، آرزویى مىکنند و بىاراده دنبالش مىروند؛ مثلاً
مىبیند که فلان آقا سالها زحمت کشیده است تا خانهاى بزرگ و ماشینى با فلان
خصوصیّت و... تهیّه کند؛ این بیچاره هم بدون این که فکر کند که آیا این کار صحیح
است که آدمى عمر خود را براى این مزخرفات هدر دهد همهى عمر را تلف مىکند و در
پایان عمر تازه مىفهمد که چه کلاهى سرش رفته است! ثمرهى زندگىاش را دیگران
مىخورند و خود او در عالم بعد که تا ابد در آنجا زندگى مىکند در نهایت فقر و
درماندگى باید بماند.
آدم عاقل کسى است که بداند باید چه چیز را آرزو کند؛ نه آن آدمى که بىاراده چیزى
را آرزو کند و بىاراده دنبال آن برود.
عزیزم، جملهاى را که برایت مىنویسم در چهل سال قبل، از یکى از بزرگان دیدم. به
دقّت بخوان و ساعتها در آن فکر کن و آن را بنویس و همیشه در مقابل چشمت بگذار و
اگر شخص قابلى را هم دیدى، به او هم بگو؛ شاید بتوانى یک نفر را از این خواب گران
بیدار کنى. جمله این است:
مردم گمان مىکنند که سعادت در رسیدن به آرزوهاست؛ ولى باید بدانند که رکن مهم
نیکبختى آن است که انسان بداند چه چیز را باید آرزو کند.
اگر در حالت آرامش در این کلمات فکر کنى، مسیر زندگىات عوض مىشود و شاید با
خواست خداوند عالم، براى آینده مردى باشى که بتوانى انسانهایى بسازى.
میلیونها بشر به دنیا مىآیند و مىروند و سرگرم زرد و سرخ دنیا و مزخرفات این
عالماند و شاید در بین آنها یکى دو نفر به هدف خلقت مىرسند؛ تو آن یک نفر باش!
تو را به خدا مىسپارم. تو هم خود را به خدا بسپار و از او بخواه که کمکات کند تا
مثل این مردم اسیر هوى و هوس نشوى.
خدا نگهدارت باد!
29/6/2 |