جمعه، ۱۹ شهریور ۱۳۸۹
فهرست اصلی

خانه درباره ما محصولات تماس با ما ورود مدیران عضویت کاربر جدید

معرفی و آثار استاد

شرح حال سال شمار عمر گالری تصاویر

 کتاب های استاد برگزیده ها سخنرانی ها

 درس های اخلاقآموزه ها

دیدگاه دیگران

مصاحبه ها کتاب ها مقاله ها

 خاطره ها نامه ها شعرها

 همایش هامجلس های یادبود

ورود




 


 برای ورود مشکل دارید؟
 ثبت نام کاربران جدید




نامه 56

(925 مجموع کلمات موجود در متن)
(599 بار مطالعه شده است)  نسخه چاپی
بسم‏اللَّه‏الرّحمان‏الرّحیم

« نامه‏ى 56 »

 

 

ما نواى خویش را در بینوایى یافتیم

فخر بر شاهان عالم در گدایى یافتیم

ز آشنا بیگانه گشتیم؛ از جهانِ جان غریب

در جوارِ قربِ جانان آشنایى یافتیم

اى بسا شب کاندرین امید، روز آورده‏ایم

تاکنون از صبح وصلش روشنایى یافتیم!

چون ازین ظلمت‏سراى خاکدان بیرون شدیم

هر دو عالم روشن از نور خدایى یافتیم

از جناب بارگاه مالکِ ملکِ وجود

هر زمان توقیعِ قدرِ کبریایى یافتیم

 

 به بزرگى گفتند: از کجا به این مقام رسیدى؟ گفت: خود را از هر موجودى پست‏تر دانستم و نام بزرگان را به عظمت بردم.

« ما دامَ الْعَبْدُ یَظُنُّ أنَّ فِی الْخَلْقِ مَنْ هُوَ شَرٌّ مِنْهُ فَهُوَ مُتَکَبِّر » ؛ بنده‏اى که تصوّر کند در همه‏ى مردم بدتر از او کسى هست، هنوز گرفتار صفت تکبّر است.

 به حضرت موسى‏علیه السلام‏خطاب رسید: « پست‏ترین فرد را با خود به کوه طور بیاور » موسى‏علیه السلام‏در میان بنى‏اسرائیل گردش کرد و کسى را پایین‏تر از خود ندید. وقتى خواست از شهر خارج شود، سگ گرى را پیدا کرد و طنابى به گردنش انداخت و چند قدم با خود برد. ناگهان اضطرابى در خود احساس کرد و گفت: از کجا معلوم که این سگ از من پست‏تر باشد؟ طناب را از گردن سگ باز کرد و به کوه طور رفت. خطاب رسید: « اى موسى، چرا کسى را نیاوردى؟ » عرض کرد: « خدایا، خود مى‏دانى » خطاب رسید: « اگر آن سگ را آورده بودى، از درجه‏ى نبوّت خلع مى‏شدى » آرى:

 

تا یک سر موى از تو هستى باقى‏ست

آیین دکانِ خودپرستى باقى‏ست

گفتى: بتِ پندار شکستم رَستم

این بت که ز پندار برستم باقى‏ست

 

معشوقى شرح حال زمان فِراق را با عاشق مى‏گفت که: شب‏ها نخوابیدم و گریه‏ها کردم و از دردِ عشقِ تو بیمار شدم و... . عاشق گفت: همه‏ى این‏ها بود؛ ولى تا نمیرى، در عشق، صادق نیستى و هنوز زنده‏اى. نقل است که پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله وسلم‏فرمودند: « اگر کسى مى‏خواهد مرده‏اى را که در میان زنده‏ها راه مى‏رود ببیند، به علىّ‏بن‏ابى‏طالب نظر کند »

 

بمیر اى دوست پیش از مرگ؛ اگر عمر ابد خواهى

که ادریس از چنین مردن، بهشتى گشت پیش از ما

 

 مرحوم آقاى حاج شیخ عبدالکریم حائرى رضوان‏اللَّه‏تعالى‏علیه در نجف 40 روز  روزه گرفت و شب‏ها بیدار ماند و به حضرت امیرعلیه السلام متوسّل شد که یک آدم را ببیند. شب چهلم، مولىعلیه السلام‏به او فرمود: « فردا صبح اوّلین کسى که از دروازه‏ى نجف وارد مى‏شود گم‏شده‏ى توست » شیخ مى‏فرمود: با شوق فراوان به دروازه‏ى نجف رفتم. اوّلین کسى که وارد شد، عمله‏اى بود با لباس‏هاى مندرس و کلاه نمدى با وضع نامناسب. هر چه کردم که به او سلام کنم و داستان را به او بگویم تا از من دست‏گیرى کند، نتوانستم؛ چون باور نمى‏کردم که فردى با این وضع انسان کاملى باشد که مولی علیه السلام‏مرا به او حوالت کرده است. چهل روز دیگر همان برنامه را ادامه دادم. باز همان فرمایش را فرمود و چون صبح به دروازه رسیدم، همان فرد وارد شد. باز هم نتوانستم خواسته‏ى خود را با او در میان بگذارم. چهل روز دیگر عمل سابق تکرار شد. باز هم مولی علیه السلام‏فرمودند: « همان است که گفتم » این بار به آن شخص سلام کرده و عرض حاجت کردم. گفت: من اهل این حرف‏ها نیستم. التماس کردم. گفت: با من بیا. با او به محلّه‏ى گداهاى نجف رفتم. خانه‏ى خود را نشان داد و گفت: فردا صبح بیا. شب را از اشتیاق دیدارش نخوابیدم. صبح که به خانه‏ى او رفتم، تابوتى را دیدم و گفتند: دیشب از دنیا رفت. با این عمل به مرحوم حاج شیخ عبدالکریم فهماندند که تا نمیرى، به جایى نمى‏رسى. البتّه مقصود مرگ طبیعى نیست؛ بلکه مرگ ارادى است. آرى، « موتوا قَبْلَ أنْ تَموتوا » باید عملى شود.

 

هر پیرزنى مرگ طبیعى دارد

مردى که به اختیار میرد مرد است

 

بعد از این داستان مرحوم حاج شیخ عبدالکریم منقلب شد و توانست هزارها نفر و تصاعدى میلیون‏ها نفر را از مرگ ابد نجات دهد. همان‏طور که عرض کردم، وقتى این حال آمد، نیروها صرف مزخرفات و موهومات نمى‏شود و نتیجتاً آدمى به کارهاى مثبت مى‏رسد.

 

آب هوشت را کشد هر بیخ خار

آب هوشت کىْ رسد سوى ثِمار؟

آب هوشت را کشد هر خس گیاه

آب هوشت کى رسد سوى إله؟

 

 شما را به خدا قسم! آیا مى‏ارزد که با صرف‏کردن استعدادهاى عالى خدایى در افکار پریشان مادّى، خود را در دنیا و آخرت ذلیل کنیم؟ (کمى فکر کنید!)


نقل مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است
بهترین حالت نمایش: 768×1024