جمعه، ۱۹ شهریور ۱۳۸۹
فهرست اصلی

خانه درباره ما محصولات تماس با ما ورود مدیران عضویت کاربر جدید

معرفی و آثار استاد

شرح حال سال شمار عمر گالری تصاویر

 کتاب های استاد برگزیده ها سخنرانی ها

 درس های اخلاقآموزه ها

دیدگاه دیگران

مصاحبه ها کتاب ها مقاله ها

 خاطره ها نامه ها شعرها

 همایش هامجلس های یادبود

ورود




 


 برای ورود مشکل دارید؟
 ثبت نام کاربران جدید




کتاب رسائل - نامه 3

(518 مجموع کلمات موجود در متن)
(1361 بار مطالعه شده است)  نسخه چاپی

 بسم‏اللَّه الرّحمان الرّحیم

« نامه‏ى 3»

فرزند عزیزم، سلامٌ علیکم،امیدوارم که خوش و خُرّم باشى.

نامه‏ات رسید. بسیار خوش‏حال شدم. از درگاه ایزد متعال سلامت و توفیق تو را خواستارم. گفته بودى چیزى بنویسم؛ حقیر قابل نیستم؛ ولى براى خالى‏نبودن عریضه، توجّه‏ات را به این شعر جلب مى‏کنم:

لَیسَ مَن ماتَ فَاسْتَراحَ بِمَیْتٍ
إنَّمَا الْمَیْتُ مَیِّتُ الْأحْیاءِ
إنَّمَا الْمَیْتُ مَنْ یَعیشُ کَئیباً
کاسِفاً بالُهُ قَلیلُ الرَّجاءِ

( هر که از دنیا رفت و راحت شد مرده نیست؛ بلکه مرده، مرده‏ى زنده‏هاست یعنى کسى که در بین زندگان باشد ولى در واقع روحش مرده است
مرده آن است که با حزن و اندوه زندگى مى‏کند و دل‏گرفته و ناامید است.)
آرى، کسى که افسرده است و نشاط روح ندارد مرده است. زندگى یعنى شادى و زنده‏دلى. راه به‏دست‏آوردن نشاط چیست؟
دل‏هایى که سامان گرفته‏اند، دیگر بازیچه‏ى حادثه‏ها نمى‏شوند و بحران نمى‏بینند.
عزیزم، خیلى در این جمله فکر کن و سعى کن تا دلت سامان بگیرد. ممکن است بگویى: چه کنم؟ پاسخ این است که: باید از »گُم‏شدن« و »کم‏شدن« نترسى. گُم‏شدن براى تو معنى ندارد )چون به بقاى روح عقیده دارى و مى‏دانى که مرگ براى انسان نیست(؛ امّا شاید از کم‏شدن بترسى که در این صورت باید این ترس را از وجودت برطرف کنى. اگر موفّق شدى، تمرکز مى‏آید و مثل ذرّه‏بین که اشعّه‏ى خورشید را جمع مى‏کند منشأ اثر خواهى شد. ممکن است بگویى: حالا هم وجودم منشأ اثر است. آرى، همین‏طور است؛ ولى بعد از تمرکز خواهى دید که اثربخشى‏ات چندین برابر شده است.
راستى، چه باید کرد که از کم‏شدن نترسیم؟ به این شعر توجّه کن:

از ننگ چه گویى؟ که مرا نام ز ننگ است
وز نام چه پرسى؟ که مرا ننگ ز نام است

فهمیدن این شعر مشکل و پیاده‏کردنش بسیار مشکل‏تر خواهد بود. اگر بشر به جایى برسد که به نام و ننگ توجّه نداشته باشد و از کم‏شدن نترسد، محلّ تجلّى انوار الاهى مى‏شود. آرى، دیو چو بیرون رود، فرشته درآید و غیر از این هم راهى ندارد.

مدح و ذَمّ‏ات گر تفاوت مى‏کند
بتگرى باشى که او بت مى‏کند

سعى کن که از این مرحله هم بگذرى و به صورت مدح‏کنندگانت خاک بپاشى. مولا علیه‏السّلام مى‏فرماید: « اُحثوا فی وُجوهِ المَدّاحین التُّرابَ » ( به صورت آن‏ها که بى‏جهت اشخاص را ستایش مى‏کنند، خاک بپاشید.( و در دعاى کمیل عرض مى‏کند: «... أن تَجعَلَ أوقاتی مِنَ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ بِذِکْرِکَ مَعْمورَة » ( و تمامى اوقات شب و روز مرا به یادت آباد گردان.)
آیا کسى که مدح و ذمّ مردم در نظرش فرق مى‏کند و از نام و اسم و رسم و این مزخرفات ننگ ندارد، ممکن است به این مقام برسد؟!

این یک دو دم که دولتِ دیدار ممکن است
دریاب کامِ دل که نه پیداست کار عمر


نقل مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است
بهترین حالت نمایش: 768×1024