کتاب رسائل - نامه 9(1114 مجموع کلمات موجود در متن) (911 بار مطالعه شده است) 
بسماللَّه الرّحمان الرّحیم
فرزند عزیزم، از درگاه ایزد متعال سلامت و توفیق تو را خواستارم، امیدوارم که همیشه موفّق باشى.
ممکن است بعضى این جمله را که «
بزرگترین نعمت الاهى بزرگى روح است
»
مبالغه بدانند؛ ولى با کمى تفکّر، درستى این سخن اثبات مىگردد.
مىدانیم نعمتهاى الاهى دو گونه است: جسمى و روحى. بالاترین نعمتِ جسم، سلامتى است که گفتهاند:
«
نِعْمَتان مَجْهولَتان: اَلصِّحَّةُ وَ الْأمان
» پرسش این جاست: انسانى که در نتیجهى کم ظرفیّتى، هر آن گرفتار غمها و غصّههاى گوناگون است که مثلاً: چرا فلان کس آن سخن را گفت و یا چرا آن خیال را دربارهى من کرد و...- آیا ممکن است داراى مزاج سالمى باشد؟ مگر منشأ همهى امراض، اختلالات فکرى نیست؟ آیا در سرلوحهى توصیههاى بهداشتى، شادى روح مورد تأکید قرار نگرفته است؟
عزیزم، کسى که روحش کوچک است اگر چه ممکن است لبخند مصنوعى هم بزند چون گرفتار غمهاى درونى است، امکان ندارد که از سلامتِ کاملِ جسم برخوردار باشد. بزرگانى که در گذشته با غذاى بسیار ساده عمر طولانى داشتند، علّتش بزرگى روح و شادى و انبساط خاطرشان بود. غم و غصّه از کوچکى روح سرچشمه مىگیرد و علّت اصلى پیرى و مرگ زودرس است. این مطلب قولى است که جملگى بر آناند.
نعمت روحى نیز چنین است. ریشه و علّت همهى صفات کمالیّه که مایهى امتیاز انسان از سایر حیوانات است بزرگى روح است و کلّیّهى صفات رذیله که بشر را از حیوانات درنده پستتر مىکند از کمظرفیّتى و کوچکى روح سرچشمه مىگیرد. به عنوان مثال، صفت حسد که علّت همهى شرارتها و جنگها و فسادها و خونریزىهاست معلول روح کوچک است؟ آیا انسانى که داراى روحى بزرگ است اگر همهى عالم را هم به یک نفر بدهند ممکن است کم ترین ناراحتى در خود احساس کند و به آن شخص حسد بورزد؟
آیا بُخل که یکى دیگر از صفات رذیله است از غیر کم ظرفیّتى سرچشمه مىگیرد؟ انسان بخیل چرا به دیگران انفاق نمىکند؟ چون مىترسد فقیر شود و دیگر مردم به او اعتنا نکنند. در حالى که انسان باظرفیّت به مردم و اعتنا یا عدم اعتناى آنان کوچک ترین توجّهى ندارد!
آیا صفات عالیهى انسانى مانند عفو، گذشت، اغماض و نظایر اینها، منشأیى غیر از بزرگى روح دارد؟ مالک اشتر فرماندهى لشکر امیرمؤمنان علیه السّلام بود. اگر او روحى بزرگ نداشت وقتى گِل به صورتش مىزدند آیا امکان داشت که به مسجد برود و براى کسى که چنین جسارتى کرده، طلب آمرزش کند؟! بزرگان چنین بودند که اگر مورد اهانت کسى واقع مىشدند، از آن پس طورى با او برخورد مىکردند که تصوّر کند توهین او را اصلاً درک نکردهاند! خواجه عبداللّه انصارى مىگوید: بدى را بدى کردن سگ گازى است. نیکى را نیکى کردن خرخارى است. نیکى را بدى کردن کار بازارى است. بدى را نیکىکردن کار عبداللّه انصارى است. آرى،
کینهى دشمن مرا گفتى چرا در سینه نیست؟
بس که مهر دوست آنجا هست، جاى کینه نیست!
شیخ الرئیس بوعلى سینا در وصف این افراد مىگوید:
صَفّاحٌ لِلذُّنوبِ وَ کَیْفَ لا وَ نَفْسُهُ أکبَرُ مِنْ أنْ تُجْرِحَها زَلَّةُ بَشَرٍ؛ یعنى مىدانى چرا کسانى که داراى روحى بزرگاند، باگذشتاند؟ زیرا روحشان بزرگتر از آن است که لغزشهاى مردم آن را جریحهدار کند.
در مقابل این افراد، مردمى را مىبینیم که اگر کمترین ناسزایى به آنان بگویند، از جا بهدر مىروند و بعضاً مىگویند : «
تا سرم به سنگ لحد بخورد، این حرف را فراموش نمىکنم!
» و اگر دیگران او را نصیحت کنند و جملاتى نظیر: «
در عفو لذّتى است که در انتقام نیست
» و «
گناه از کوچک و عفو از بزرگ است
» بگویند، مىبینیم این گونه کلمات یا هیچ اثر نمىگذارد یا اثرى موقّتى دارد و تنها مسکّن است. اینها مبارزه با معلول است؛ اگر از راه مبارزه با علّت شروع کنیم و انسانى پُرظرفیّت و با عظمتِ روح بسازیم، اساساً کدورت خاطرى پیدا نمىکند تا با این سخنان بخواهیم آراماش کنیم. کسى که مىگوید:
صاف مىباید شدن چون آینه با نیک و بد
هیچ چیز از هیچکس در دل نمىباید گرفت
چه احتیاجى به این مسکّنها دارد؟! او دریاست و هیچ چیز او را آلوده نمىسازد. راستى، چهقدر خوب است بهجاى آن که عمرى را صرف گرفتن مدرک تحصیلى یا کسب مال کنیم که از فشارهاى مادّى زندگى بکاهیم، متوجّه اصلاحِ خودمان شویم و راه میان بُر را برویم! ولى افسوس که ندانستیم:
سالها دل طلب جام جم از ما مىکرد
آنچه خود داشت ز بیگانه تمنّا مىکرد
گوهرى کزصدفِ کون ومکان بیرون بود
طلب از گمشدگانِ لبِ دریا مىکرد!
آرى، انسان باید از راه برود تا به مقصد برسد. اگر در بى راهه گام بردارد هر چه جلوتر برود از مقصد دورتر مىشود. خدا کند که به خود آییم و پیش از آن که پروندهى ما بسته شود، قدمى در راه پُرظرفیّتى خود برداریم! اگر این حال نصیب ما شد، نه تنها در دنیا بلکه در عالم بعد هم آسوده خواهیم بود؛ یعنى خداوندِ عالَم با انسان پُرظرفیّت به نسبت بزرگى روحش با او معامله مىکند! در این آیه مىفرماید:
«
وَلْیَعْفوا وَلْیَصْفَحوا. ألا تُحِبّونَ أنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ؟!
»
(و باید مؤمنان دیگران را ببخشایند و از آنان درگذرند. مگر دوست ندارید که خدا شما را بیامرزد؟) مىبینیم که خداوندِ عالَم مغفرت و بخششِ خودش را شامل کسانى مىکند که پُرظرفیّتاند و آزار دیگران آنان را ناراحت نمىکند. در این آیه بسیار بیندیش که مشکلات فراوانى را حل خواهد کرد. |