برگزیده ی کتاب شرح و تفسیر مثنوی استاد علامه جعفری ـ قسمت سوم(3620 مجموع کلمات موجود در متن) (6897 بار مطالعه شده است) 
برو به قسمت اول
برو به قسمت دوم
جلد12
6
باید به گذشته و آینده بی اعتنا بود و این دو مشغولمان نکند تا از حال باز مانیم
95 اسرار
نهانی وجود دارد که تنها درون مرد الهی می تواند محرم آن باشد
102 اگر کسی با رازهای
الهی آشنا شد نمی تواند به دیگران بگوید
131 حرص و جوش افراطی
موجب عوارض روانی می شود
145 احساس ذی حق بودن
با نرمی و چاپلوسی سازگار نیست
147 کسی که جان ندارد
نمی تواند به دیگری جان بدهد
153 هر قدر رشد آدمی
بیشتر باشد به خودآگاهی بیشتر می رسد ( تجرد روح )
160 اندیشه های غیر
مستند به وحی دردی را دوا نمی کند
169 آیا می توان گفت :
من فقط باید گلیم خودم را از آب در بیاورم ؟
175 نردبان هایی دل های
آدمیان را به عالم غیب بالا می برد
176 انسان ها در حال
تحرک قدرت ، خودآگاهی را از دست می دهند
203 من خویشتن را اصلاح
کن سپس به اندیشه شناخت و اصلاح دیگران باش
257 کیفر عشق مجازی
261 زیبایی معشوق ،
عظمت خلاقیت روح عاشق است
274 مقایسه عشق الهی با
عشق های مجازی
301 شناسایی های بشری
محدود است
306 دانش های بشری
ستاره رادر روز می بیند ولی خورشید عشق را که روز را روشن کرده نمی بیند
307 اگر چیزی را
نفهمیدی منکر آن نشو
313 در صفحه هستی ،
عالم دیگری هم وجود دارد
316 تخلیه لازم است
319 گر نباشد جوع صد
رنج دگر – از پی اش هیضه بر آرد از تو سر
320 علت خودکشی افراد
آن است که خودی ندارد
326 شیخ می شد با مریدی
بی درنگ – سوی شهری نان در آن جا بود تنگ
331 مردم عادی مثل شیشه
بول اند که محتوی ندارد
334 دیوژن در روز روشن
دنبال انسان می رود
346 جبر و تفویض قلمرو
مشیت الهی
361 جبر و تفویض حس
دلیل اختیار است
371 با این که خداوند
عالم به همه چیز است امتحان چیست ؟
380 اگر آن چه را خدا
می داند انجام ندهیم علم خدا جهل می شود
383 معنای امر بین
امرین
394 وجدان صاف اختیار
را درک می کند
416 معنای جف القلم
424 نیرو را برای
دیگران مصرف نکن وقت صحت جمله بارند و حریف – وقت درد و غم به جز حق کو الیف
426 سر جلوی تو خم می
کنند و با این عمل می خواهند تو را نابود کنند
428 شهرت پرستی را ترک
کن
441 در موقع درک حقایق
باید ساکت بود
443 اگر نوخواه باشید
کهنه ها نو می شوند
453 ای خنک آن را که
ذات خود شناخت
457 الدین النصیحة
458 گبر گفت اگر ایمان
، ایمان بایزید است من از آن عاجزم
471 المومن یألف و یؤلف
482 اگر شراب عقل را
زایل می کند پس چرا غربی ها این قدر موفق اند ؟
487 هر جا حق هست تکلیف
هم هست
499 گوهر گران بهایی که
عقل غلام اوست
508 « نمی بینم پس نیست
» درست نیست
529 عقل را اسیر شهوت
نکنید
545 استمرار ریاضت لازم
است
560 ملک فانی فایده
ندارد
564 مادی می گوید چون
نمی بینم پس نیست
566 اگر« نمی بینم پس
نیست » صحیح است باید بزرگان نابود شوند
573 مزد شبیه فعل نیست
580 عیسی به رهی دید
یکی کشته فتاده
584 سر ز هوا تافتن از
سروری است
585 ایمان مقلد فایده
ندارد
590 عرفا بالاتر از خوف
و رجا هستند
595 زندگی انجام وظیفه
است
600 با فراموشی هم
مواخذه صحیح است
605 نعره لا ضیر
ساحران
جلد13
3
آیا قرن بیستم می تواند ادعا کند که معلومات قدما بی نتیجه است ؟
60 خم که
از دریا دراو راهی بود - پیش او جیحون ها زانو زند
63 از مردم
عوام دوری کن ( ای هواشان از زمستان سردتر)
68 مه
فشاند نور وسگ عوعو کند - هرکسی بر طینت خود می تند
72 کوته
بینا خوب و بد را از دیده خود می بینند
74 اجزای
مادی تا به دامان محبت الهی نروند از تضاد بیرون نمی روند
78 خلقم
اگر آشنای خود می خواهند – الحق سپر بلای خود می خواهند
80 انسان
بینوا چنان تورم می کند که در عالم نمی گنجد
97 ملاک
عظمت و حقارت انسان هدف اوست
106 معنای خاتم بودن
پیامبر اکرم ( ص )
149 گریز از هوشیاری در
مقامات والای تکامل ، غیراز پناه بردن به مخدرات است
155 مادیات روح را اسیر
می کند
160 ازدواج با متدین
باید کرد
169 ملعون من القی کله
علی الناس
171 نام میری و وزیری و
شهی – نیست الا درد و مرگ و جان دهی
182 حق و باطل را از دل
بپرسید
202 مرگ همسایه مرا
واعظ شده
215 باید در میان مردم
بود و رادمردانه زندگی کرد و اجتماع در افراد خودساخته تاثیری ندارد
230 آدمی زاده خودش را
گول می زند : از کودکی به جوانی ، از جوانی به پیری
239 نیست ها را کنار
بگذارید و به هستی بیندیشید
263 روح در حیطه ی تصرف
عقل در نمی آید
264 امان از سخن پردازی
ها که سد راه راهروان است
276 موتوا قبل ان
تموتوا
282 هموراه با ناتوانی
ها مبارزه کنید
310 آب دادن امام حسین
( ع ) به دشمن و بزرگواری های دیگر
328 هرقدر آگاهی بیشتر
انسانیت بیشتر است
330 اول و آخر و کم و
زیاد از اوصاف ابعاد مادی است
335
از عدم پذیرش دیگران ملول نشوید
348 بدوید و با زهم
بدوید سکون یعنی مرگ
364 در هر حال تکامل
برای آدمی امکان دارد
366 حرکت بدون محرک
قابل قبول نیست
375 خودخواهی بشر، حرکت
و تغییر دایم عالم را در نظرش زشت نموده است
390 شهوت پرستان می
گویند : ای رهبران روح پرور دست از سر ما بردارید
398 مادیین مردان حق را
به دیده حقارت می نگرند
400 عالی ترین اعتدال
در خلقت جسم و جان آدمی اگر از آن درست بهره برداریم
415 اسلام ریشه ی بردگی
را زد و در زمان عمر بن عبدالعزیز در ممالک اسلامی فقیر پیدا نمی شد
416 پول و خطرات آن غیر
از حرف زدن راه های دیگری موثرتر برای نفوذ در دیگران هست
429 شهوت پرستان به
مردان حق می گویند بگذارید راحت باشیم
431 گوشی که از پنبه
خودپرستی پر است بانگ الهی را نمی شنود
441 اگر یکی از فعالیت
های روانی سرکوب شود فعالیت دگیری قدرت بیشتر پیدا می کند
450 معجزات پیامبران
برای سرکوبی منکران است نه چشیدن ایمان
479 واقعیات ، منحصر در
محسوسات نیست
486 آزادی مردم نادان
مایه هلاکت خودشان و دیگران است
495 جبر برای بزرگان
بهترین پر و بال است
504 در وقت رفتن خوب و
بد پشیمان اند
504 اندیشه به یک معنی
ذکر است و ذکر به یک معنی اندیشه
508 در راه خدا تقرب و
جذبه را هدف قرار ندهید
525 انسان کرم پیله
نیست که در محاصره بماند
549 آن چه بر خود نمی
پسندی بر دیگران روا ندار
554 سخن و اندیشه –
نیست در ضبطت چو بگشادی دهان
588 جهان هستی فدای
خواست ناروای ما نباید بشود
611 چون جوهر انسان باز
نشده رو به فناست
628 از سودجویی تا پاک
بازی
جلد14
12 تا چو
نیکان بر همه یابد سبق
14 پشت
پرده خبری است
18 انسان
مادی چگونه به خدا راه پیدا می کند اگر غیر از ماده چیزی ندارد منشاء این حال چیست
؟
20 دلیلی
بر نبودن خدا وجود ندارد
26 موجود
کامل باید واقعیت داشته باشد
60 باید از
خفاش صفتی گذشت تا بتوان خدا را دید
92 اگر چه
خودخواهی زندگی بشر را اداره می کند ولی بعضی می توانند خود را رها کنند
95 علت و
معلول
115 چشم بینا لازم است
128 راه خدا شناسی
افکار فلسفی نیست
148 تکیه بر گذشته و
آینده نباید کرد
194 لطف و قهر الهی
شبیه لطف و قهر آدمیان نیست
204 جاذبه های مادی نمی
گذارند آدمی به درک حقایق نایل شود
221 وسایل بیداری لجن
مال شده
222 اگر با خدا آشنا
شدیم ، ممکن نیست از او جدا شویم
289 اگر کسی شکر منعم
ظاهری را نکند شکر خدا را نکرده است
301 با چشم خودتان
ببینید
317 راه لذت از درون
دان نز برون
319 موقع مردن ، شیطان
آب می آورد
323 اندیشه ها و تخیلات
طوفانی هستند
325 دادرسی برای جان ها
چه شد ؟
355 اذا دخل النور
القلب انشرح
372 خود را فدای جام
کردیم
398 منهومان لا یشبعان
435 برای بزرگان فشارها
سازنده است
438 علم فریب دهنده است
488 ای بدن مرا به حال
خودم بگذار
499 هیچ چیز ، شرط هیچ
چیز نیست ؟!
520 من کنت مولاه فهذا
علی مولاه
548 صورت و کلام شایسته
پیدا کنید
569 انسان ، خودت باش
587 خودبینی آدمی را
هلاک می کند
589 امان از قدرت
614 « مردان خدا کاهل
اند » یعنی چه ؟
برو به قسمت اول
برو به قسمت دوم
|