چهارشنبه، ۱۷ شهریور ۱۳۸۹
فهرست اصلی

خانه درباره ما محصولات تماس با ما ورود مدیران عضویت کاربر جدید

معرفی و آثار استاد

شرح حال سال شمار عمر گالری تصاویر

 کتاب های استاد برگزیده ها سخنرانی ها

 درس های اخلاقآموزه ها

دیدگاه دیگران

مصاحبه ها کتاب ها مقاله ها

 خاطره ها نامه ها شعرها

 همایش هامجلس های یادبود

ورود




 


 برای ورود مشکل دارید؟
 ثبت نام کاربران جدید




کتاب رسائل - نامه 16

(1564 مجموع کلمات موجود در متن)
(765 بار مطالعه شده است)  نسخه چاپی

بسم ‏اللَّه الرّحمان الرّحیم

فرزند عزیزم، امید است که در پناه حضرت احدیّت موفّق باشى.

مى‏خواستم راجع به « خلوص » مطالبى عرض کنم. راستى، چه‏قدر این کلمه پُرمعنى و به‏دست‏آوردنش براى انسان مشکل است. اگر در آیات و کلماتى که در این موضوع به ما رسیده است دقّت کنیم، متوجّه مى‏شویم که علّت اصلى بعثت انبیا و زحماتى که تحمّل کرده‏اند، ساختن انسانى است که بتواند اعمالش را فقط براى خدا انجام دهد و غیر او را در نظر نداشته باشد و دائماً به خودش بگوید:

از یکى گو وز همه یک‏سوى باش
یک‏دل و یک‏قبله و یک‏روى باش

این، همان حقیقتى است که پیامبر اکرم صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله‏وسلّم‏اوّلین جمله‏ى تبلیغى خود را با آن شروع کرد و فرمود: « اگر مى‏خواهید رستگار شوید، خدا را به یگانگى بپرستید.» مسلّماً اگر توحیدِ انسان کامل شد، خلوص در او به‏وجود مى‏آید. مولا علیه‏السّلام مى‏فرماید: « وَ کَمالُ تَوحیدِهِ الإْخْلاصُ لَه » ( و بالاترین درجه‏ى خداشناسى، اخلاص براى خداست.) و در این آیه‏ى شریفه است که: « وَ ما أُمِروا إلّا لِیَعْبُدوا اللَّهَ مُخْلِصینَ لَهُ الدّین » ( مردم غیر از آن‏که اعمال خود را فقط براى خدا انجام دهند، دستورى ندارند.) ؛ یعنى اگر همه‏ى عمر را هم به علم و عمل بپردازى، تا خلوص نداشته باشى، نتیجه‏اى نخواهى گرفت. « النّاسُ کُلُّهُمْ هالِکونَ إلَّا الْعالِمون وَ الْعالِمونَ کُلُّهُمْ هالِکونَ إلَّا الْعامِلون وَ الْعامِلونَ کُلُّهُمْ هالِکونَ إلَّا الْمُخلِصون وَ الْمُخلِصونَ عَلى خَطَرٍ عَظیم » ( غیر از عالمان همه‏ى مردم در هلاکت‏اند و از آنان فقط کسانى نجات مى‏یابند که به علم خودشان عمل کنند و از آنان نیز تنها مخلصان رستگار مى‏شوند و این دسته مقامى والا دارند ). خطر در زبان عرب به معنى قدر و ارزش است؛ امّا کسانى که این مطلب را نمى‏دانند جمله‏ى « وَ الْمُخلِصونَ عَلى خَطَرٍ عَظیم » را چنین معنى مى‏کنند که مخلصون هم گرفتار خطر بزرگى خواهند بود؛ در حالى‏که این‏طور نیست. این جمله مى‏خواهد بگوید فقط مخلصین داراى مقام ارجمندى هستند که مى‏توانند از چنگال شیطان نجات پیدا کنند.
لذا شیطان پس از آن‏که رانده‏ى درگاه شد گفت: « فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أجْمَعینَ إلّا عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصین » (غیر از افرادى که به حالت خلوص رسیده‏اند، بقیّه‏ى مردم از دست من جان به‏درنمى‏برند ) ؛ زیرا اگر کسى از صفت خلوص بى‏بهره باشد و کارها را براى غیر خدا انجام دهد و هدف الاهى نداشته باشد، مشرک است.
وقتى صحبت از شرک مى‏شود، فقط بت‏پرستى که در بت‏خانه مشغول عبادت بت است در نظر مى‏آید؛ در حالى‏که این‏طور نیست و مشرک کسى است که غیرخدا را در زندگى خودش مؤثّر بداند و در اعمال و رفتارش غیرخدا را در نظر داشته باشد. پیامبر اکرم صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله‏وسلّم فرمود: « دَبیبُ الشِّرْکِ فی أُمَّتی کَدَبیبِ النَّمْلَةِ السَّوداءِ عَلَى الصَّخْرَةِ الصَّمّاءِ فِی اللَّیْلَةِ الظَّلْماء » ( نفوذ شرک در امّت من، مانند حرکت مورچه‏ى سیاه بر روى سنگ سیاه در شب تاریک است ).
آیه‏ى شریفه مى‏فرماید: « قُلْ: هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأخْسَرینَ أعْمالاً؟ اَ لَّذینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ یَحْسَبونَ أنَّهُمْ یُحسِنونَ صُنعاً » ( بگو: آیا مى‏خواهید زیان‏کارترینِ مردم را معرّفى کنیم؟ زیان‏کارترین‏ها کسانى‏اند که گمان مى‏کنند در زندگى کار نیک کرده‏اند و حال آن‏که عمرشان را در دنیا ضایع کرده‏اند.) انسانى که حاضر است مثلاً کره‏ى زمین را بدهد تا یک ساعت بیشتر در دنیا بماند و براى خودش این مقدار قیمت قائل است، آیا اگر همه‏ى عمرش را براى خوش‏آمدن مردم تلف کند، ضرر نکرده است؟ چنین آدمى خودش را به پست‏تر از خودش فروخته است. فردا که این بدبخت سر از قبر برمى‏دارد، باید با روى سیاه خدا را ملاقات کند و در عذاب دائم گرفتار باشد.
پیامبر صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله‏وسلّم مى‏فرماید: روز قیامت از شخصى سؤال مى‏کنند که: عمرت را چگونه صرف کردى؟ مى‏گوید: علمِ دین تحصیل کردم و به دیگران آموختم. مى‏گویند: آرى؛ ولى براى آن بود که مردم بگویند: عالِم است و آنان هم گفتند. پس مزد خودت را گرفتى و نزد ما چیزى ندارى. از دیگرى مى‏پرسند: تو چه کردى؟ مى‏گوید: مال تهیّه کردم و در راه خدا انفاق کردم. مى‏گویند: مقصودت این بود که مردم بگویند: فلانى سخىّ و بخشنده است و مردم هم گفتند. تو هم اجر و مزدى ندارى. از سومى مى‏پرسند: تو چه کردى؟ مى‏گوید: در راه خدا جهاد کردم و کشته شدم. مى‏گویند: جهادت براى آن بود که مردم بگویند: شجاع است؛ آنان هم گفتند و به مقصود خودت نائل شدى. پس این عمل وسیله‏ى نجات تو نخواهد بود! سپس فرمود: « فَیُؤْمَرُ بِهِمْ إلَى النّار » همه‏ى این سه نفر را به جهنّم مى‏برند.
راستى، چه‏قدر بدبختى است که انسان به دنیا بیاید و از دنیا برود و به خیال خودش قدم‏هاى معنوى هم بردارد؛ ولى با دست خالى از دنیا برود و براى همیشه گرفتار حسرت و ندامت بماند! انسانى که اعمالش به‏خاطر مردم است نه تنها در عالم بعد گرفتار است بلکه در همین دنیا هم دائماً در فشار و شکنجه‏ى روحى است؛ زیرا مردم داراى افکار و سلیقه‏هاى مختلف‏اند و کسى که میل دارد همه از او خوششان بیاید، مسلّماً عدّه‏اى را نمى‏تواند از خودش راضى نگه‏دارد و در نتیجه همیشه در رنج و عذاب به‏سر مى‏برد و در مقابل، کسى که فقط خدا را در نظر دارد و از خلوص و توحید بهره‏مند است و تعریف و تکذیب مردم برایش یکسان مى‏باشد، دائماً در نشاط و انبساط خواهد بود.

موحّد چو در پاى ریزى زرش
وگر تیغ هندى نهى بر سرش،
امید و هراسش نباشد ز کس
بر این است مبناى توحید و بس

عزیزم، بدان: به همان اندازه که این صفت قیمتى و پُرارزش است، به‏دست‏آوردنش هم مشکل است. اگر براى آن‏که ماهى چند هزار تومان به دست آوریم، بیست سال درس مى‏خوانیم و زحماتى را متحمّل مى‏شویم تا راحت زندگى کنیم، پس براى به‏دست‏آوردن سرمایه‏اى که با آن در دنیا و آخرت در کمال آسودگى و راحتى باشیم، چه‏قدر باید کوشش نماییم؟
کسى که مى‏داند با داشتن صفت خلوص که نتیجه‏ى توحید و یکتاپرستى است با کمال راحتى زندگى خواهد کرد و با آسودگى دنیا را ترک مى‏گوید، اگر همه‏ى عمر در تحصیل این صفت کوشش کند، ضرر نکرده است. میلیون‏ها نفر به دنیا مى‏آیند و از دنیا مى‏روند و چند نفرى بیشتر از این نعمت بزرگ بهره‏مند نمى‏شوند. سعى کن تو یکى از آنان باشى. نگویید: مشکل است؛ بلکه بگویید: خواستن توانستن است و غیرممکن، غیرممکن است.

گفت پیغمبر که: « چون کوبى درى
عاقبت زآن در برون آید سرى »

فقط باید تمرین کرد و دائماً در باطن روح گفت: کارى از مردم ساخته نیست. کسى که « لا یَمْلِکُ لِنَفْسِهِ نَفعاً وَ لا ضَرّاً وَ لا مَوْتاً وَ لا حَیاةً وَ لا نُشورا » و اختیار نفع و ضرر و مرگ و زندگى خودش را ندارد، چه‏طور مى‏تواند به من نفع یا ضررى برساند؟! البتّه تا مسائل مادّى در نظر انسان بى‏ارزش نشود، امکان ندارد که حالت توحید و خلوص پیدا شود.

منظر دل نیست جاى صحبت اغیار
دیو چو بیرون رود، فرشته درآید

بعضى گمان مى‏کنند که اوّل باید حالت توحید و خلوص بیاید تا انسان از غم و افسردگى نجات پیدا کند؛ ولى مطلب کاملاً برعکس است. انسان باید ابتدا از مسائل مادّى بگذرد و سود و زیان در نظر او یکسان گردد تا روزنه‏اى از توحید و خلوص در قلب او باز شود. کسى که دلش از افکار پریشانِ مادّى مالامال است و ظرف روحش از غم‏ها و غصّه‏هاى جانکاه مملوّ است، امکان ندارد که با خدا ارتباط حقیقى پیدا کند. باید از تمام غم‏ها خالى شد تا غم او و فکر او در روح پیدا شود. حافظ مى‏گوید:

چون غمت را نتوان یافت به جز در دلِ شاد
ما به امّید غمت، خاطرِ شادى طلبیم

کسى که وقتى دنیا به او رو مى‏آورد، از شادى از خود بى‏خود مى‏شود و اگر دنیا از او روى برگرداند، سراپایش را غم و اندوه فرا مى‏گیرد و دائماً در این کشمکش است، آیا ممکن است ارتباطى با خدا پیدا کند؟! کسى که وقتى سودى نصیبش مى‏شود، بى‏اختیار مى‏گردد و خودش را گم مى‏کند، امکان ندارد وقتى ضرر کرد، ناراحت نشود؛ این آدم دائماً در حال اضطراب است.
حضرت على علیه‏السّلام مى‏فرماید: « وَ مَنِ اسْتَشْعَرَ الشَّغَفَ بِها مَلَاَتْ ضَمیرَهُ أشْجاناً لَهُنَّ رَقْصٌ عَلى سُوَیْداءِ قَلْبِهِ هَمٌّ یَشْغُلُهُ وَ غَمٌّ یَحْزُنُهُ کَذلِکَ حَتّى یُؤْخَذَ بِکَظَمِه » ( کسى که و قتى دنیا به او رو مى‏آورد، خوش‏حال مى‏شود، باطن روحش همیشه گرفتار غصّه‏ها و غم‏هاى جانکاه خواهد بود و فکر آینده و غم گذشته تا دم مرگ آزارش مى‏دهد.) این آدم که اسیر نفع و ضرر و اقبال و اِدبار مردم مى‏باشد چگونه ممکن است راهى به توحید و خلوص پیدا کند؟ پس اگر بخواهیم از صفت خلوص بهره‏مند شویم، فقط یک راه دارد و آن آزادشدن از افکار مادّى است.
راجع به امامت سؤال کرده بودى. عزیزم، اگر کسى معاند نباشد، کتاب شب‏هاى پیشاور برایش کافى است و اگر معاند باشد بر فرض، همه‏ى کتاب‏هایى را که در این موضوع نوشته شده است به او عرضه کنى نتیجه‏اى نخواهى گرفت. پس بى‏جهت عمر عزیزت را تلف نکن و یک لحظه را هم صرف معاندان نکن؛ چون بحث‏کردن با کسى که مى‏دانیم تأثیرى در او ندارد در اخبار ما به نام « مِراء » معرّفى شده و از محرّمات است. به‏جاى آن، از افرادى دستگیرى کن که با صرف وقت قدمى به‏پیش روند.

خدا نگه‏دار
10/11/65


نقل مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است
بهترین حالت نمایش: 768×1024