کتاب رسائل - نامه 18(1169 مجموع کلمات موجود در متن) (729 بار مطالعه شده است)  بسماللَّه
الرّحمان الرّحیم
فرزند
عزیزم، امیدوارم که همیشه خوش و خرّم باشى.
در نامههاى قبل راجعبه خلوص مطالبى عرض شد. از کلمات ائمّهى اطهار سلاماللَّهعلیهماجمعین
هم کاملاً استفاده مىشود که عبادات افرادى که به این مرحله نرسیدهاند بدون نتیجه
است. حضرت امیرالمؤمنین سلاماللَّهعلیه مىفرماید:
« کَمْ مِنْ صائِمٍ لَیْسَ لَهُ مِنْ صِیامِهِ إلَّا الْجوعُ
وَ الظَّمَأُ وَ کَمْ مِنْ قائِمٍ لَیْسَ لَهُ مِنْ قِیامِهِ إلَّا السَّهَرُ وَ
الْعَناء! حَبَّذا نَومُ الْأکْیاسِ وَ إفْطارُ هُم!
» ( چه بسیار روزهدارى که از روزهاش جز گرسنگى و تشنگى نتیجهاى
نمىگیرد و چه بسیار شبزندهدارى که غیر از رنج و بیدارى بهرهاى نمىبرد! چهقدر
خوب است خواب زیرکان و افطارشان!)
زیرکان که در زبان عرفا از آنان به رند تعبیر شده است چه کسانىاند؟ همانهایى که
اعمالشان را فقط براى خدا انجام مىدهند و غیر او را در نظر ندارند. بابا طاهر
عریان مىگوید:
خوشا آنانکه
اللَّه یارشان بى!
بهشت جاودان بازارشان بى
خوشا آنان که دائم در نمازند!
که حمد و قل هو اللَّه کارشان بى
مگر امکان
دارد کسى دائماً مشغول نمازخواندن باشد؟ مسلّماً نه. پس مقصود چیست؟ مىخواهد بگوید:
خوشا بهحال مردمىکه در زندگى هر عملى را انجام مىدهند، فقط براى خداست و جنبهى
الاهى دارد!
مگر مىشود خوردن، خوابیدن و همهى کارهاى انسان براى خدا باشد؟ آرى، امکان دارد و
عدّهاى هم به این مرحله رسیدهاند و به این مقام نائل شدهاند. حضرت امیرالمؤمنین
سلاماللَّهعلیه به درگاه خدا عرضه مىدارد:
« أسْألُکَ... أنْ تَجْعَلَ أوقاتی مِنَ اللَّیْلِ وَ
النَّهارِ بِذِکْرِکَ مَعْمورَة » (
از تو مىخواهم که اوقات شب و روز مرا به یاد خودت آباد سازى.)
؛ یعنى همیشه به یاد تو باشم. اگر پیداشدن این حال براى کسى ممکن نبود، مولا
سلاماللَّهعلیه این دعا را به کمیل تعلیم نمىفرمود تا از خدا این مضامین را
درخواست کند. حضرت رسول صلّىاللَّهعلیهوآلهوسلّم هم فرمودند:
« مَنْ أخْلَصَ لِلَّهِ أرْبَعینَ
صَباحاً جَرَتْ یَنابیعُ الْحِکْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلى لِسانِه
» ( اگر چهل روز حالت خلوص و استغراق در یاد خدا براى کسى پیدا شود،
چشمههاى حکمت از قلب او بر زبانش جارى مىگردد. )؛ ولى تا
دل از یاد غیر او به کلّى خالى نشود، این حالت اخلاص و یکتانگرى که عالىترین حالت
براى یک انسان است در کسى پیدا نخواهد شد.
خانه خالى
کن دلا تا منزل جانان شود
کاین هوسناکان دل و دین جاى دیگر مىکنند
× × ×
جمال یار ندارد نقاب و پرده؛ ولى
غبار ره بنشان تا نظر توانى کرد
آرى، اگر
ظرفى پُر از آب است، هوا داخل آن نمىشود. قلبى هم که پر از موهومات و مزخرفات است
که مثلاً: چه کنم تا فلانى خوشش بیاید یا بدش نیاید و...! - امکان ندارد مرکز افکار
الاهى شود و بتواند اعمالش را فقط براى خدا انجام دهد. اگر به لطف حق این حالت روحى
در کسى پیدا شد، خدا مىداند چه وجد و انبساط و نشاط روحى را در خود حس خواهد کرد و
دیگر، آنچه غصّهاش دیگران را پیر و نابود کرده است، ذرّهاى در نظرش ارزش نخواهد
داشت. چه کنیم؟ غیر از آنکه بگوییم: خدایا! ما را مورد این لطف قرار بده. اى دعا
از تو، اجابت هم ز تو.
بارى، نمونهى کامل این فرد در عالم وجود، حضرت خاتم انبیا صلّىاللَّهعلیهوآلهوسلّم
است که اگر کسى بخواهد به این مرحله آشنا شود، باید روش آن بزرگوار را سرمشق زندگى
خودش قرار دهد.
تا نگردى
آشنا، زین پرده رمزى نشنوى
گوش نامحرم نباشد جاى پیغام سروش
حضرت
امیرالمؤمنین سلاماللَّهعلیه مىفرماید: «
به پیامبر خویش اقتدا کنید که از همهى پیشوایان حق نیکوتر بود.
درود خدا بر او و خاندان پاکش باد! بهراستى که وجود مقدّسش سرمشقى
براى جویندگان حقیقت است و شایسته است که خود را به آن بزرگوار منسوب و شیوهى
زندگى او را دنبال کنیم؛ زیرا محبوبترین بندگان نزد خداى تعالى کسى است که قدم بر
جاى قدمِ پیامبرش بگذارد و از آنحضرت پیروى کند. دنیا براى او مانند لقمهى بىمزهاى
بود که ابداً به آن توجّهى نداشت. پهلوهایش از همه لاغرتر و شکمش از همه گرسنهتر
بود. دنیا بر او عرضه شد و نپذیرفت. چون خداى تعالى دنیا را دشمن مىدارد و به
خوارى از آن یاد مىکند، او نیز آن را پَست و حقیر شمرد و از پذیرفتنش امتناع ورزید
و ما اگر با خدا و رسول او سر پیکار نداریم چگونه آنچه را اولیاى خدا دشمن داشتهاند
دوست مىداریم و به آنچه خوار و زبون شمردهاند، دل مىبندیم؟! آرى، همین یک صفت
کافى است که مخالفت ما را با خدا و پیامبر ثابت کند.
رسول خدا صلّىاللَّهعلیهوآلهوسلّم روى خاک، غذا مىخورد و چون بردگان مىنشست و
به دستِ خود بر کفش پینه و بر جامه وصله مىزد؛ بر مرکبِ بىپالان سوار مىشد و
دیگرى را بر ترک خود مىنشاند. روزى پردهاى را که عکس داشت بر درِ اتاق دید؛ فرمود:
این پرده را از نظر من دورکنید؛ هر وقت آن را نگاه مىکنم، مرا به یاد دنیا و
تجمّلاتش مىاندازد.
پس آنحضرت صحنهى پُرفریب دنیا را از خاطر زدود و چهرهى آنرا به فراموشى سپرد تا
زینت دنیا از نظرش پنهان باشد و از آن بهره نگیرد. آرى، هر که چیزى را دشمن دارد،
خاطرهاش را زشت مىشمرد و بدون تردید رفتار رسول صلّىاللَّهعلیهوآلهوسلّم
نمایانگر بدىها و زشتىهاى دنیاست؛ زیرا آنحضرت با عزیزانش گرسنه سر بر بالین
نهاد و با مقام ارجمندى که داشت، از زر و زیور دنیا کناره گرفت.
آیا خداوند عالم این گونه زندگى را مایهى عزّت و سربلندى پیامبرش قرار داده یا به
سبب آن او را خوار و زبون کرده است؟ اگر کسى بگوید: خدا پیامبرش را بدینوسیله حقیر
و خوار کرده، به خداى بزرگ قسم که دروغ گفته و بهتانى عظیم زده است و اگر بگوید:
گرامى داشته، معلوم مىشود که دنیاداران در نظر خداى تعالى خوارند که آنچه را از
مقرّبان درگاهش دور داشته به آنان ارزانى داشته است.
پس در زندگانى به پیامبر خویش اقتدا کنید و در مسیر زندگانى او قدم بر دارید. هر که
از آنحضرت پیروى نکند، دنیا و آخرتش تباه مىشود. او با شکم گرسنه از دنیا رفت و
با سلامت نفْس، به عالم آخرت وارد شد و چه بزرگ موهبتى است که خداوندِ کریم، نعمتِ
وجود آنحضرت را به ما عطا فرموده است تا از او پیروى کنیم و پیوسته گام بر جاى
گامش نهیم! من ( که علىام )- به
خدا سوگند به پیروى از آنحضرت، آنقدر بر این جامهى پشمینهام وصله زدهام که از
وصلهکنندهاش خجالت مىکشم. یکى به من گفت: على! این کهنه پیراهن را رها کن. گفتماش:
دور شو که بههنگام صبحدم، از رهروان شب قدردانى مىکنند (
یعنى صبح قیامت معلوم مىشود که نیکبخت و سعادتمند کیست)
. »
هر که به شب
راه رفت، صبح به منزل رسید
هر که به شب خواب کرد، خاک بهسر مىکند
از درگاه
ایزد متعال بخواه که این خطبهى نهجالبلاغهى مولا سلاماللَّهعلیه مسیر زندگانىات
را عوض کند تا در دنیا و آخرت خوشوقت و سعادتمند باشى.
خدا یار و نگهدارت
باد
66/2/27 |