کتاب رسائل - نامه 19(1329 مجموع کلمات موجود در متن) (734 بار مطالعه شده است)  بسم
اللَّه الرّحمان الرّحیم
فرزند
عزیزم، سلامٌ علیکم، امید است که در همه حال خداوند عالم یار و مددکارت باشد.
راجع به خلوص مطالبى عرض شد. اگر در این موضوع کتابها نوشته شود، باز هم حقّ مطلب
ادا نشده است؛ چون اگر کسى عبادت جنّ و انس را بهجاى آورد ولى عملش خالص براى خدا
نباشد و خودخواهى او باعث شود که در یکى از اجزاى عمل، حتّى یک جزء مستحبّى آن ،
غیرخدا را در نظر بگیرد، نفعى از عمل خودش نمىبرد.
گر تو بیش
از او درآیى از نظر
خویشتن را از بُتى باشى بَتَر
گر تو حق را بندهاى، بُتگر مباش
ور تو مرد ایزدى، آزر مباش
نیست ممکن در میان خاص و عام
از مقام بندگى برتر، مقام
خداوند در
قرآن مىفرماید: « وَ ما أُمِروا
إلّا لِیَعْبُدوا اللَّهَ مُخْلِصینَ لَهُ الدّین
» ( مردمان غیر از آنکه اعمال خود را فقط براى خدا انجام دهند
دستورى ندارند ). مردان حق هم مىگویند:
« لا إلهَ إلّا اللَّهُ وَ لا
نَعْبُدُ إلّا إیّاهُ مُخْلِصینَ لَهُ الدّین
» ؛ یعنى اینکه در عالم، کسى را غیر او مؤثّر نمىدانیم و بندگىِ
غیر او نمىکنیم و دین ما خالص براى خداست. به یقین کسى که مادیّات نظر او را جلب
مىکند و تحت تأثیر افکار دیگران است، نمىتواند از این مرحله بهرهمند شود.
ز فکر تفرقه
باز آى تا شوى مجموع
به حکم آنکه چو شد اهرمن، سروش آید
عالم مادّه،
عالم کثرت و بىخبرى است و عالم روح، عالم وحدت و آگاهى است. صدها هزار میلیارد اتم
که پهلوى هم و بههم چسبیدهاند، از یکدیگر هیچ خبر ندارند؛ ولى پس از آنکه یک روح
به آن تعلّق گرفت، همه با هم یک وحدت پیدا مىکنند. این قدرت عظیم که مىتواند کثرتها
را جهت واحد بدهد و میلیاردها صورت محسوس را در یکجا جمع کند بدون آنکه اصطکاک و
تزاحمى بین آنها بهوجود آید از کجا آمده است؟ آیا این اثر مادّهى بىشعور و بىاراده
است یا قطرهاى از دریاى علم و نور الاهى است؟
به بشر عادى که خبرى از معنویّات ندارد و گرفتار افکار پراکنده است این قدرت را
دادهاند که مىتواند کثرتها را در وجود خودش به صورت واحدى درآورد. حال اگر بشرى
از کثرات بگذرد و افکار پریشان را از خود دور کند، به کجا خواهد رسید؟ انسانى که در
هر لحظه فکرش متوجّه یک موضوع ناقابل مادّى است و با یک غوره سردى و با یک کشمش
گرمىاش مىکند و هرکس و ناکس درروح او اثر مىگذارند و دائماً در حال اضطراب و
پریشانى است، آیا مىتواند محلّ انعکاس انوار الاهى شود؟! آیا دوربین عکاسى در حال
اضطراب و حرکت، مىتواند عکس واضح بردارد؟ مسلّماً جواب منفى است. تنها انسانهاى
مستقلّ و آرام که خود را به کسى و چیزى نفروختهاند مىتوانند محل تجلّى انوار
الاهى باشند و در نتیجه عدّهاى را نجات دهند. اقبال لاهورى مىگوید:
زندگى در
صدف خویش گهرساختن است
در دل شعله فرورفتن و نگداختن است
کار مردان خدا خواب و پریشانى نیست
وز همین خاک، جهان دگرى ساختن است
آرى، از
همین خاک و عالم مادّه، عالم دیگرى را مىسازند و انسانهایى را از منجلاب عالم
مادّه و ناراحتىهاى آن نجات مىدهند. اینها چه مردمىاند؟ کسانىاند که توانستهاند
پا بر سر عادات اجتماعى بگذارند و از آنها آزاد شوند. تا وقتى که عادات جامعه و
افکار پَست مادّى بر ما حکومت مىکند و اسیر موهوماتایم، امکان ندارد روزنهاى از
آن عالم بر ما گشوده شود.
نازپرورد
تنعُّم نبَرد راه به دوست
عاشقى شیوهى رندان بلاکش باشد
× × ×
به عزم مرحلهى عشق پیش نِهْ قدمى
که سودها برى ار این سفر توانى کرد
ولیک این عمل رهروان چالاک است
تو نازنینِ جهاناى؛ کجا توانى کرد؟!
یکى از
اندیشمندان در کتاب تربیتى خود مىنویسد: عادت و شهوت ما را نفوذناپذیر ساخته است و
نمىگذارد حقایق تازه در ما رخنه کند. ما مىبینیم سخت است از آنچه که سالیانى چند
بدان عقیدهى واثق داشتهایم و از آنچه که ما را به رعایت جانب خود یا هر گونه
شهوت اساسى دیگر موظّف مىکند، سلب عقیده کنیم.
آرى، « بِتَرْکِ الْعاداتِ یُنالُ
إلى أشْرَفِ الْمَقامات » (
با ترک عادات به عالىترین مقام مىتوان رسید ).
راستى، چهقدر مایهى تأسّف است که بشر به دنیا بیاید و از دنیا برود و به واسطهى
گرفتارى به عادات پَست، هیچ اثر وجودى از خودش به یادگار نگذارد و نتواند از کسى
دستگیرى کند!
تأسّف بیشتر در این است که وقتى صحبت از دستگیرى دیگران مىشود، فقط کمکهاى مادّى
به نظر مىآید که مثلاً: به فقیرى پول بدهیم یا بیمارى را به بیمارستان برسانیم؛ در
حالىکه باید بدانیم پیامبر اکرم صلّىاللَّهعلیهوآلهوسلّم فرمود:
« خَیْرُ النّاسِ أنفَعُهُم لِلنّاسِ
» ( بهترین مردم کسى است که بیشترین نفع را به مردم برساند
). آیا اگر بیمارى را معالجه کنیم، نفعِ بیشتر رساندهایم یا آنکه دکتر
متدیّنى را بسازیم که هزارها نفر را نجات دهد؟ آیا اگر مرد دانشمند دیندارى بسازیم
که میلیونها نفر از دانش و دین او بهرهمند شوند و زندهى جاوید بمانند نفع بیشتر
به مردم رساندهایم یا بیمارستانى بسازیم که در سال عدّهاى را از مرض نجات دهیم و
بعد از چند سال، به همان مرض یا امراض دیگر از دنیا بروند؟!
پس معناى اینکه براى مردم کار کنیم و نفع بیشتر به مردم برسانیم این است که در
ساختن روح آنان قدمى برداریم که پیامبر اکرم صلّىاللَّهعلیهوآلهوسلّم فرمود:
« لَأنْ یَهْدِیَ اللَّهُ بِکَ
رَجُلاً واحِداً خَیْرٌ لَکَ مِنَ الدُّنْیا وَ ما فیها
» ( اگر خدا بهوسیلهى تو یک نفر را هدایت کند، براى تو بهتر است از
آنکه دنیا و آنچه را که در آن است به تو بدهند ).
بارها عرض کردهام: در مفهوم، نزاعى نیست؛ شبهه، شبههى مصداقى است. مفهومِ هدایت
را همه مىفهمند؛ ولى مصداقِ هدایت و ارشاد چیست؟ آیا کسى که مىتواند با قدرتِ
علمىِ خود جمعیّتهایى را با دین آشنا کند، اگر مثلاً یک نفر را نمازخوان کند یا
حمد و سورهى کسى را درست کند، ضرر نکرده است؟ از شیر حمله خوش بود و از غزال رم!
فردى که مىتواند در یک رشتهى علمى به جایى برسد که هزارها و بهطور تصاعدى،
میلیونها نفر بهواسطهى قدرت علمى او به راه بیایند و به مراحلى از علم و عمل
برسند، اگر سرگرم کارهاى جزئى شود، آیا ضرر نکرده و به دیگران ضرر نزده است؟ شیطان
هر کسى را به نحوى فریب مىدهد؛ به یک جوان متدیّن فاضل نمىگوید: مشروب بخور
( چون در او اثر نمىکند )؛ بلکه
نمىگذارد به مراحل عالىِ علمى برسد و او را مشغول کارهاى سطحى مىکند.
از درگاه ایزد متعال بخواه که تو را از خطرات گوناگون حفظ فرماید تا مصداق
« خیرالنّاس »
شوى و « أنفعهم للنّاس
» باشى. نفرمود : نفع به مردم برساند؛ بلکه
فرمود : بیشترین نفع را به مردم برساند!
عزیزم، خیلى در این جمله تأمّل کن. اگر مسلمانها در همین یک جملهى خاتم انبیا
صلّىاللَّهعلیهو آلهوسلّم فکر مىکردند، وضعشان غیر از این بود. فکرى که یک
ساعتش بهتر از عبادت شصت سال است، همین است. مواظب باش تا همیشه سرگرم اینگونه
افکار باشى.
کسانى از
همه عالم به مردمى بیشاند
که خیر عالمى از جان و دل بیندیشند
به زاهدانام از آن نیست رغبتى کآنان
فراغت از همه دارند و در غم خویشاند
من و ارادت جمعى که در جهان امروز
به فکر خود کم و در فکر دیگران بیشاند
آرى، زاهد
در فکر آن است که در نتیجهى عبادت به بهشت برود و خوش باشد؛ ولى یک انسان که از
خودش بیرون آمده است با سِعهى روحى خودش مىگوید:
به جهان
خرّم از آنام که جهان خرّم از اوست
عاشقام بر همه عالم که همه عالم از اوست
و چون به
همهى بندگان خدا عشق مىورزد، آنى از هدایت آنان غافل نیست. سعى کن که با یارى
خداوند متعال، از اینگونه افراد شوى و اینگونه باشى.
خدا نگهدارت
باد
66/10/1 |