کتاب رسائل - نامه 21(688 مجموع کلمات موجود در متن) (739 بار مطالعه شده است)  بسم
اللَّه الرّحمان الرحیم
فرزند
عزیزم ، سلامٌ علیکم ، امید است که همیشه در پناه حضرت احدیّت موفّق و شاد باشى.
چهقدر خوب است که وقتى قرآن مىخوانیم، قدرى هم در مفاهیم آیات آن فکر کنیم که اگر
چنین مىکردیم، وضع ما مسلمانان غیر از این بود! متأسّفانه ما از دین تنها به پوست
آن قناعت کردهایم و از مغزش غافل شدهایم: روضه بخوانیم؛ چراغها را خاموش کنیم؛
سینه بزنیم؛ براى روز عاشورا علامت بخریم؛ شبهاى تولّد ائمّه علیهمالسّلام نُقل
بپاشیم؛ روز عاشورا چلوقیمه بخوریم و مسائلى از این قبیل ظواهر و شعارها؛ امّا هیچ
فکر نکردهایم که دین و ولایت، حقیقتى است فوق اینها که اگر آن بود و هیچیک از
اینها نبود، اهل نجاتایم و چنانچه همهى اینها بود و آن نبود، به عذاب دائم
گرفتار خواهیم بود. آن حقیقت چیست؟ ایمان به خدا و پیامبر و ائمّهعلیهم السلامو
عالم بعد از مرگ.
ممکن است بگویند: ما که به اینها عقیده داریم! باید دانست که این ادّعا بدون دلیل
است؛ چون اعتقاد به این معانى، علائم و نشانههایى دارد.
نه که هر
کاو ورقى خواند معانى دانست
نالهى مرغ گرفتار نشانى دارد
در این آیهى
شریفه مىفرماید: « وَ ما یُؤْمِنُ
أکْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إلّا وَ هُمْ مُشْرِکون
» ( بیشتر کسانى که مىگویند خداشناس و یکتاپرستایم، مشرکاند.)
مبادا ما جزو این گروه باشیم و روزى که از این دنیا مىرویم، متوجّه شویم که چیزى
همراه خودمان نداریم و با دست خالى از دنیا رفتهایم و نماز و روزه و اعمال دیگرمان،
عادت بوده است!
قبلاً عرض کردم که مولى محسن فیض رحمةاللَّهعلیه مىگوید: وَ أقْبَلَ الْخَلْقُ
عَلى أعْمالٍ ظاهِرُها عِباداتٌ وَ باطِنُها عاداتٌ ( مردم
به کارهایى توجّه کردهاند که ظاهر آنها عبادت و باطن آنهاعادت است
)؛ یعنى چون پدر و مادر و بستگان نماز مىخوانند و روزه مىگیرند و به انجام
آنها عادت کردهایم، از ترکشان وحشت مىکنیم؛ ولى امر به معروف و نهى از منکر را
به آسانى کنار مىگذاریم تا جایى که اگر به ما بگویند: این دو هم در ردیف نماز و
روزه است، نمىپذیریم.
آرى، در کتابهاى دینى خواندهایم که فروع دین هشت بخش است: نماز، روزه، خمس، زکات،
حج، جهاد، امر به معروف و نهى از منکر. به آن ششتا عمل مىکنیم؛ ولى در این دو
موضوع که ریشه و پایهى دین است ابداً به هیچ اقدامى دست نمىزنیم.
حضرت امیرالمؤمنین سلاماللَّهعلیه مىفرماید:
« وَ ما أعْمالُ الْبِرِّ کُلُّها وَ الْجِهادُ فی سَبیلِ
اللَّهِ عِنْدَالْأمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیِ عَنِ المُنْکَرِ إلّا
کَنَفْثَةٍ فی بَحْرٍ لُجّیٍّ »
( همهى اعمال نیک و جهاد در راه خدا در مقابل امر به معروف و نهى از منکر،
مانند ذرّهاى است در برابر اقیانوسى موّاج.) عزیزم، راستى
آیا واقعاً ما امیرالمؤمنین را قبول داریم یا اینکه فقط شب عید غدیر، چراغان مىکنیم
و پلو مىخوریم؟ اگر آنحضرت را قبول داریم، چرا در این راه قدمى برنمىداریم؟
ممکن است کسى تصوّر کند که معناى امر به معروف و نهى از منکر فقط آن است که به تارک
نماز بگوییم: نماز بخوان و به فردى که مثلاً دروغ مىگوید، بگوییم
: دروغ مگو! باید بدانیم که این، مبارزه با معلول است؛ در حالىکه باید با
علّت مبارزه کرد؛ مثلاً با فردى که کلام حق را مىپذیرد، رفیق شویم و با بیان شیرین
و استدلال او را معتقد کنیم. مسلّماً بعد از این مرحله، خودش اعمال عبادى را انجام
مىدهد و محرّمات را ترک مىکند.
دشمن این مطلب را درک کرد و فهمید که این دو اصل مایهى بقاى دین است. لذا جلوى
نماز و روزه و اعمال عبادى دیگر را نگرفت؛ ولى به شدّت با این دو مبارزه کرد. کتاب
خاطرات همفر را بخوانید. در آنجا مىنویسد: وقتى مرا از لندن مأمور ممالک اسلامىکردند،
گفتند: در این ممالک این دو جمله را بین مردم رواج بده: «
عیسى به دین خود؛ موسى به دین خود » و «
مرا که در قبر او نمىگذارند » !
سعى کن به هر مقدار مىتوانى در راه امر به معروف و نهى از منکر قدم بر دارى؛ آنهم
بهطورى که عرض کردم.
خدا یار و
مددکارت باد
69/4/8 |