کتاب رسائل - نامه 32(778 مجموع کلمات موجود در متن) (697 بار مطالعه شده است)  بسماللَّه
الرّحمان الرّحیم
فرزند
عزیزم، امید است که خداوند عالم در همه حال یار و مددکارت باشد.
اگر انسان در راه باشد، دیر یا زود، به مقصد مىرسد؛ ولى کسى که بىراهه مىرود هر
قدر زیادتر جلو برود از مقصد دورتر مىشود. مردمىهم که مىخواهند بهوسیلهى اعمال
نیک به خداوند نزدیکتر شوند اگر راه را ندانند هر قدر بیشتر زحمت بکشند، از خدا
دورتر مىشوند و پس از پایان زندگى با همهى رنجهاى فراوانى که بردهاند یک عمل
مقبول هم در نامهى عملشان نخواهد بود و با دست خالى از دنیا مىروند. دلیل این
مطلب آیهى شریفهى قرآن است که مىفرماید:
« إنَّما یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقین
» ( فقط عمل مردم پرهیزگار و باتقوى قبول مىشود
) ؛ یعنى دیگران از عبادات خودشان نتیجهاى نمىگیرند.
متأسّفانه وقتى صحبت از تقوى و پرهیزگارى مىشود، فوراً فردى به نظر مىآید که
ظاهرى آراسته دارد و نماز مىخواند و روزه مىگیرد، دروغ نمىگوید، غیبت نمىکند و
مانند اینها؛ ولى باید بدانیم که حقیقت معناى تقوى اینها نیست و چیز دیگرى است که
باید از پیشواى متّقیان حضرت على علیهالسّلام پرسید؛ زیرا پیامبر اکرم
صلّىاللَّهعلیهوآلهوسلّم فرمودند: «
حقایق قرآن را از على و یازده فرزندش سؤال کنید.
» على علیهالسّلام در مقام نشانههاى
یک فرد باتقوى مىفرماید: « وَ
سَلَکَ أقْصَدَ الْمَسالِکِ إلَى النَّهْجِ الْمَطْلوب
» ؛ یعنى
انسان پرهیزگار و باتقوى و بندهى واقعى خدا از نزدیکترین راه به خدا مىرسد.
راستى، چهقدر این جمله عالى است! اگر کمى در آن فکر کنیم، با زحمتِ کم مىتوانیم
راحتىِ دنیا و آخرت را براى خودمان تأمین کنیم. حالا باید فهمید که نزدیکترین راه
که انسان را به خدا مىرساند کدام است و از کجا باید شروع کرد. خداوند عالم
مىفرماید: « وَ ما خَلَقْتُ
الْجِنَّ وَ الإْنْسَ إلّا لِیَعْبُدون
» دستگاه آفرینش را براى بندگى خدا آفریدهاند. انسان با
انجام واجب و ترک حرام، به سعادت واقعى و مقامات عالیه نائل خواهد شد. ممکن است کسى
بگوید: من نماز مىخوانم، روزه مىگیرم و سایر واجبات را هم انجام مىدهم و هیچ
کدام آنها را ترک نمىکنم؛ در حالىکه توجّه ندارد واجب منحصر در اینها نیست؛ چرا
که تربیت بچّههاى مسلمان از اوجب واجبات و از مهمترین امور مسلمانان است. پیامبر
اکرم صلّىاللَّهعلیهوآلهوسلّم فرمودند:
« مَنْ أصْبَحَ لا یَهْتَمُّ بِأُمورِ الْمُسْلِمینَ
فَلَیْسَ بِمُسْلِم » (
کسى که در فکر مسلمانها نباشد، مسلمان نیست ). فرمایش
پیامبر گرامىصلّىاللَّهعلیهوآلهوسلّم وحى است و مبالغه نیست.
متأسّفانه دستهاى مرموز روى این حقیقتِ روشن پرده انداخته و ما را به مسائل فرعى
مشغول کرده است. در سال، میلیاردها تومان خرج ساختن مسجد و چاپ کتاب و مانند اینها
مىکنیم و ابداً توجّه نداریم که با همهى این کارها اگر به تربیت بچّهها اقدام
نکنیم کارى انجام ندادهایم و دشمن هم همین را مىخواهد.
اگر همهى مردم سرگرم ظواهرند و فقط یک نفر مىگوید: باید به فکر بچّههاى مسلمان
باشیم، نباید بگوییم که چون تنها یک نفر این حرف را مىگوید پس غلط است. على
علیهالسّلام مىفرماید: «
لاتَنْظُرْ إلى مَنْ قال وَ انْظُرْ إلى ما قال » (
به اصل سخن توجّه داشته باش؛ نه به گویندهى آن.
) در صورتىکه حرفى صحیح و منطقى باشد بر فرض که فقط یک نفر آن را بگوید
باید به آن عمل کرد. اگر بقاى دین مقدّس اسلام به تربیت بچّههاى مسلمان است و هیچ
انسان فهمیدهاى در این شک نمىکند گرچه یک نفر هم در این راه همراه ما نباشد، باید
یکتنه قیام کنیم و از تنهایى وحشت ننماییم.
در اینجا باز اشتباه دیگرى در کار است که وقتى مىگوییم: باید بچّههاى مسلمان را
تربیت کرد، تصوّر مىشود که باید مدرسه ساخت و صبحها بچّهها را وادار کرد تا قرآن
بخوانند و مانند اینها و بهطور کلّى غافلایم از آنکه تربیت غیر از اینهاست.
الآن در حدود یک میلیارد مسلمان در دنیا داریم که قرآن مىخوانند و اعمال عبادى را
هم انجام مىدهند؛ ولى همهى این اعمال مانند جسمِ بىروح است.
پس چه باید کرد؟ باید نوآموزان و دانشآموزان را به بقاى روح و عالم بعد عقیدهمند
کرد که اگر عقیده به بقاى روح و عالمِ بعد در کسى زنده شد، دروغ نمىگوید؛ دزدى و
خیانت نمىکند؛ مردم را اذیّت نمىکند و در حقیقت مسلمان واقعى است که پیامبر
صلّىاللَّهعلیهوآلهوسلّم فرمودند: «
اَلْمُسْلِمُ مَنْ سَلِمَ الْمُسْلِمونَ مِنْ لِسانِهِ وَ یَدِه
» ( مسلمان کسى است که مردم از دست و زبانش آسوده باشند
) .
تو را به خدا، فکر کن که اگر از این راه برویم، دنیا چه گلستانى خواهد شد! عزیزم،
سعى کن در این راه قدم بردارى که این نزدیکترین راه به خداست.
خدا نگهدارت
باد.
1/6/71
|