چهارشنبه، ۱۷ شهریور ۱۳۸۹
فهرست اصلی

خانه درباره ما محصولات تماس با ما ورود مدیران عضویت کاربر جدید

معرفی و آثار استاد

شرح حال سال شمار عمر گالری تصاویر

 کتاب های استاد برگزیده ها سخنرانی ها

 درس های اخلاقآموزه ها

دیدگاه دیگران

مصاحبه ها کتاب ها مقاله ها

 خاطره ها نامه ها شعرها

 همایش هامجلس های یادبود

ورود




 


 برای ورود مشکل دارید؟
 ثبت نام کاربران جدید




کتاب رسائل - نامه 33

(747 مجموع کلمات موجود در متن)
(828 بار مطالعه شده است)  نسخه چاپی

بسم‏اللَّه الرّحمان الرّحیم

فرزند عزیزم، امید است که در همه حال خداوند عالم یار و مددکارت باشد.

وقتى سخن از خودشناسى به میان مى‏آید، بیشتر مردم گمان مى‏کنند معنایش این است که انسان نام و نام‏خانوادگى خود و پدر و مادرش را بداند و بداند چه سالى به‏دنیا آمده است! ولى خودشناسى درکِ روحِ آدمى است که اگر درک شد، اخلاق و انسانیّت معنى پیدا مى‏کند؛ زیرا اگر انسان تنها داراى بُعدِ حیوانى و خودِ طبیعى باشد، اخلاق اسمى بى‏محتوا خواهد بود و تنها تنظیم‏کننده‏ى رفتار انسان با دیگران براى حفظ منافع خویش است. بدین‏ترتیب، ارزش‏هاى والاى آدمى در اخلاق جایى نخواهد داشت.
امّا در بینش الاهى که علاوه بر بُعدِ حیوانى، براى انسان، بُعدِ ملکوتى قائل است و انسانیّت و حقیقت او را به همین بُعد وابسته مى‏داند اخلاق معنى و مفهوم پیدا مى‏کند و ارزش‏هاى انسانى که در طول تاریخ مورد احترام و تقدیس بوده‏اند جاى خود را مى‏یابند و به‏طور جدّى و اصیل مطرح مى‏شوند.
در این بینش، اخلاق عبارت است از مراقبت از خودِ طبیعىِ حیوانى و تقویتِ خودِ حقیقى و انسانى. به عبارت دیگر، حرکت از خود مجازى به سمت خود حقیقى است و حقیقت دین هم همین است و بس.

چیست دین؟ برخاستن از روى خاک
تا که آگه گردد از خود جان پاک

اخلاق، باطن دین است و دین براى ساختن آن آمده است وگرنه اعمال ظاهرىِ بدون روح و عمق ارزشى نخواهد داشت و اگر ما را از هدف دور نکند، به آن نزدیک نخواهد کرد.
رسول گرامى صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله‏وسلّم فرمودند: « إنَّما بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکارِمَ الْأخْلاق » ( من فقط براى تکمیل مکارم اخلاق آمده‏ام. ) بنابراین، باید گفت: اخلاق بیش از آن‏که خواندنى باشد، عمل‏کردنى است و پیش از مراجعه‏ى برون و مطالعه‏ى کتاب‏ها پرداختن به درون است. درد و درمان ما در درون خود ماست و ما گرفتار این دو مرحله‏ى نفسِ خویش‏ایم تا کدام پیروز شود و دیگرى را شکست دهد. شیخ بهائى رحمةاللَّه‏علیه مى‏گوید:

یک دم به خود آى، ببین چه کس‏اى؟
به چه بسته دل و به که هم‏نفس‏اى؟
صد ملک ز بهر تو چشم به راه
اى یوسف مصر! بر آ از چاه
تا والى ملک وجود شوى
سلطان سریر شهود شوى

بنابراین، کمالات اخلاقى بیرون از ما نیستند تا در خارج، آن‏ها را جست‏وجو کنیم؛ بلکه همان صفات عالیه‏ى انسانى‏اند که باید بر گرایش‏هاى حیوانى ترجیح دهیم.

سال‏ها دل طلب جام جم از ما مى‏کرد
آن‏چه خود داشت ز بیگانه تمنّا مى‏کرد

آرى،

آب در کوزه و ما تشنه‏لبان مى‏گردیم
یار در خانه و ما گِرد جهان مى‏گردیم

شیخ ابوالفتح بُستى مى‏گوید:

یا خادِمَ الْجِسْمِ! کَمْ تَسْعى لِخِدْمَتِهِ؟
أتَطْلُبُ الرِّبْحَ فیما فیهِ خُسْرانُ؟!
أقْبِلْ عَلَى النَّفْسِ وَ اسْتَکْمِلْ فَضائِلَها
فَأنْتَ بِالنَّفْسِ لا بِالْجِسْمِ إنْسانُ

( اى خدمت‏گزار تن، تا چند در خدمت آن خواهى بود؟ آیا سود را در چیزى مى‏جویى که غیر ضرر و زیان چیزى به دنبال ندارد.
متوجّه روح انسانى خودت باش و فضیلت‏هاى آن را کامل کن که انسان‏بودن تو به جان انسانى است نه به تن. )
آرى، خودِ طبیعى دشمن خودِ الاهى انسان است؛ بلکه دشمن‏ترین موجودات براى اوست که « أعْدى عَدُوِّکَ نَفْسُکَ الَّتی بَیْنَ جَنْبَیْک ». مبارزه و جهاد با این دشمن به مراتب بهتر و لازم‏تر از مبارزه با دشمن خارجى است.

تو با دشمنِ نفس هم‏خانه‏اى
چه در بندِ پیکارِ بیگانه‏اى؟
عنان بازپیچانِ نفْس از حرام
به مردى ز رستم گذشتند و سام

پیامبر اکرم صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله‏وسلّم در بازگشت یکى از جنگ‏ها، فرمودند: « از جهاد کوچک برگشتیم و جهاد بزرگى را در پیش داریم. » عرض کردند: جهاد بزرگ کدام است؟ فرمودند: « جهاد با نفس »

قَد رَجَعنا مِن جِهادِ الأصغریم
با بتى اندر جهاد اکبریم
سهل دان شیرى که صف‏ها بشکند
شیر آن باشد که خود را بشکند

نیز از آن‏حضرت روایت شده است که: « أفْضَلُ الْجِهادِ لِمَنْ جاهَدَ نَفْسَه » ( بالاترین جهاد، ازآنِ کسى است که با نفس خود جهاد کرده است.) لذا باید گرایش‏هاى حیوانى را در مقابل صفات انسانى بشناسیم تا پیشرفت‏هاى اخلاقى و تزکیه‏ى نفس را بهتر دنبال کنیم.
از درگاه ایزد متعال مى‏خواهیم که ما را در شناخت کمالات انسانى و آراسته‏شدن به آن‏ها یارى کند تا در دنیا و آخرت سعادتمند شویم.

خدا نگه‏دار


نقل مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است
بهترین حالت نمایش: 768×1024